تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٣ - سوره النازعات(٧٩) آيات ٢٠ تا ٢٩
رسالت فرمود او معجزه طلبيد.
(٢٠)-
فَأَراهُ پس بنمود او را موسى الْآيَةَ الْكُبْرى معجزه بزرگ كه آن قلب عصا بود بحيه كه مقدم و اصل همه معجزات بود و متضمن مزيت برهان، و گويند مراد بآن عصاء و يد بيضا است و هر دو را يك آيه گفت بجهت تبعيت آن باولى كه در حكم آنست كه از جمله اولى باشد يا مراد مجموع معجزات او بود كه در وضوح دلالت در حكم آيه واحده بودند، بر هر تقدير چون موسى عليه السّلام اظهار معجزه كرد.
(٢١)- فَكَذَّبَ پس تكذيب نمود فرعون موسى را يعنى روى از وى بگردانيد و اعراض كرد از اطاعت وى در دعوت رسالت وَ عَصى و عاصى شد از خدا يعنى بعد از مشاهده معجزه گفت اين از نزد خدا نيست بلكه سحر موسى است.
(٢٢)- ثُمَّ أَدْبَرَ پس پشت كرد يَسْعى در حالتى كه سعى ميكرد بابطال امر او و يا بترسيد از اژدها و پشت گردانيده ميشتافت و ميگريخت.
(٢٣)- فَحَشَرَ پس جمع كرد همه لشكريان يا سحره را كقوله فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي- الْمَدائِنِ حاشِرِينَ فَنادى پس ندا كرد مر ايشان را بنفس خود يا منادى از قبل او ندا داد.
(٢٤)- فَقالَ پس گفت أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى منم پروردگار شما و متولى جميع امور شما كه برتر از شمايم و از همه آلهه ديگر كه اصناماند كه بر صورت من ساختهاند چه بهر كه ميخواهم ضررى ميتوانم رسانيد و هيچكس بمن ضررى نميتواند رسانيد پس هيچ خدايى برتر از من نباشد.
در لطايف آورده كه ابليس اينسخن شنيد گفت مرا طاقت شنيدن اينكلام نيست چه من دعوى خيريت كردم بر آدم اين همه بلا بمن رسيد فرعون كه چنين لافى ميزند كار او بكجا رسد، و گويند كه فرعون چون مشاهده اژدها كرد پناه بقوم خود آورد و گفت (أنا ربكم الاعلى فامنعونى من هذا الثعبان) من خداى برتر شمايم پس مرا از ضرر اين اژدها باز داريد و جهال قوم او بجهت فرط جهالتى كه داشتند تفكر نكردند در اينكه شخصى كه از ضرر ثعبان خائف باشد و بامثال خود استعانت جويد چگونه در دعوى الوهيت صادق باشد مرويست كه چون فرعون معجزات موسى را بديد ملزم شد و نخواست كه عجز او بر قوم ظاهر شود حيله بازى پيش گرفت و گفت اگر بر حسب فرض خداى ديگر باشد چنانچه زعم موسى است من برتر از او خواهم بود چه رسول او موسى است كه هميشه برهنه و گرسنه است و كلاهى بر سر گرفته و چوبى در دست و نعلينى در پا و نه اسب دارد و نه غلام و نه چاكر، و رسولان من جامههاى زيبا و لباسهاى ديبا پوشيدهاند و بشوكتى تمام بر اسبها سوارند و مستغرق زر و سيم و خداوندان مال و منال و خدم و حشم و از اينجا رتبه من و رتبه خداى