تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٢ - سوره النبإ(٧٨) آيات ٣٠ تا ٤٠
احقاب ايشان را بغير حميم و غساق كه نوعى ديگر باشد از عذاب معذب سازند، و بنا بر اين نيز آيه دلالتى بر تقضى مدت عذاب نميكند و قول إِلَّا حَمِيماً استثناى منقطع است اى لا يذوقون فيها روحا ينفس عنهم حر النار، و لا شرابا يسكن من عطشهم، و لكن يذوقون فيها حميما و غساقا.
(٢٦)- جَزاءً پاداش داده شوند دوزخيان پاداشى وِفاقاً موافق كردار ايشان پس بيان موافقت كردار بجزاء ميكند بقوله:
(٢٧)- إِنَّهُمْ بدرستى كه اينان كانُوا لا يَرْجُونَ بودند كه اميد نداشتند و نميترسيدند حِساباً از حساب آخرت يا اميدوار نبودند بثواب آن سراى و گمان نميبردند كه ايشان را حساب باشد.
(٢٨)- وَ كَذَّبُوا و تكذيب كردند بِآياتِنا بآيتهاى ما كه انبياء بديشان نمودند يا بآيات قرآنى يا بحجج خدايى كه از جمله ايشان ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم اجمعيناند كِذَّاباً تكذيب كردنى.
(٢٩)- وَ كُلَّ شَيْءٍ و هر چيزى را از اعمال بندگان از طاعت و معصيت و غير آن أَحْصَيْناهُ شمردهايم آن را يعنى نگاه داشتهايم آن را و نوشته كِتاباً نوشتنى اين مصدر أَحْصَيْناهُ است زيرا كه احصاء و كتابت مشار كند در معنى ضبط يا مصدر فعل مقدر است اى أحصيناه و كتبناه كتابا، يا حال از مفعول أَحْصَيْناهُ بمعنى مكتوبا يعنى احصاى آن كردهايم در حالتى كه نوشته شده است در لوح محفوظ يا در صحف حفظه و اين اعتراضيه است، و قوله:
(٣٠)-
فَذُوقُوا مسبب است از كفر ايشان بحساب و جزاء و تكذيب ايشان بآيات حقتعالى و ذكر اين بطريق التفات جهت مبالغه است يعنى چون در دنيا تكذيب آيات ما كردند و روز حساب را باور نداشتند ما در آخرت ايشان را خواهيم گفت كه پس بچشيد عذاب دوزخ را فَلَنْ نَزِيدَكُمْ پس نميافزائيم شما را هميشه إِلَّا عَذاباً مگر عذابى بالاى عذابى و در خبر آمده كه اين آيه سختترين آيات قرآنست بر دوزخيان، و بعد از وعيد مشركان وعد متقيان ميفرمايد بقوله:
(٣١)- إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ بدرستى كه مر پرهيزكارانراست مَفازاً رستگارى از عذاب يا جاى؟؟؟ و فلاح.
(٣٢)- حَدائِقَ اين بدل اشتمال مَفازاً است يا بدل بعض، يعنى مر متقيان را است باغهاى مشتمله بر درختان بيشمار و مملو از اثمار وَ أَعْناباً و درختان انگور، تخصيص جهت