تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٣ - سوره الطارق(٨٦) آيات ١٠ تا ١٧
روز ظاهر گردد سرائر افعال از خير و شر و ضمائر قلوب از كفر و ايمان.
(١٠)-
فَما لَهُ پس نباشد مر انسان را كه منكر بعث و نشور است مِنْ قُوَّةٍ هيچ توانايى در نفس او تا عذاب را از خود باز دارد وَ لا ناصِرٍ و نه يارى كه بمدد كارى او عقاب از خود دفع نمايد بعد از آن از براى تأكيد امر قيامت قسمى ديگر ذكر ميكند كه:
(١١)- وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ سوگند بآسمان كه خداوند باز گرديدنست يعنى باز گردنده است در هر دوره بموضعى كه از آن حركت كرده و نزد بعضى مراد برجع خمسه متحيره اند و گفتهاند كه رجع سماء اعطاى آن است باهل زمين چيزى را كه از طرف او سانح ميگردد حالا بعد حال و وقتا بعد وقت بر مرور زمان از ارزاق و مصائب و سرور و اكثر مفسران بر آنند كه رجع بمعنى مطر است و تسميه آن برجع بجهت آنست كه هر سال در وقت خويش رجوع ميكند و عود مينمايد و مكرر مىشود و يا بجهت آنكه سحاب مياه را برميدارد از بحار و مرتفع ميشود و باز او را جمع مى- سازد بر زمين هم چنان كه زعم بعضى است، و بنا بر اين جايز است كه مراد بسماء سحاب باشد.
(١٢)- وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ و سوگند بزمين كه خداوند شكافتن است يعنى شكافته مىشود و از آن نباتات بيرون مىآيد و عيون از آن منفجر مىگردد و جواب قسم اينكه:
(١٣)- إِنَّهُ بدرستى كه قرآن لَقَوْلٌ فَصْلٌ هر آينه سخنى است كه جدا كننده ميان حق و باطل يا وعد ببعث قوليست مقطوع به كه هيچ خلافى و ريبى در آن نيست و قول اول منقولست از صادق عليه السّلام.
(١٤)- وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ و نيست آن بازى و باطل و سخريه و افسانه پس حق وى آنست كه در صدور مهيب باشد و در قلوب معظم و معزز و قارى و سامع آن را مترفع داند از قصد هزل و از تفكّه بمزاح و اعتقاد نمايد كه جبار سماوات باو مخاطبه ميكند و چنان تصور نمايد كه وعد و وعيد و امر و نهى آن را خدا مىشنود و چون بآيه وعد رسد تضرع كند و اميدوار باشد كه از اهل آن باشد و چون آيه وعيد تلاوت كند پناه گيرد بخدا تا از اهل آن نباشد، بعد از آن پيغمبر را از حال مشركان مكه خبر ميدهد.
(١٥)- إِنَّهُمْ بدرستى كه معاندان قريش يَكِيدُونَ كَيْداً مكر ميكنند مكر كردنى در ابطال امر خدا و اطفاى نور حق و آزار رسانيدن بمؤمنان و گويند اين اخبار است
بهترين توجيهاتست از براى اين آيه كريمه زيرا كه موافق است با آنچه در قرون اخبره دانشمندان مغرب زمين با ميكرسكوبها و وسائل علمى خود كشف كردهاند و در نتيجه متجاوز از نيم قرنست كه استكشافاتشان بدينجا رسيده كه آب مرد در استخوانهاى پشت و آب زن در استخوانهاى سينه او آنجا كه نزديك گردنست متكون ميگردد پس اين تفسير و توجيه با مستكشفات جديده منطبق و وجهى از وجوه اعجاز قرآن را ثابت و روشن مينمايد كما لا يخفى.