تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧ - سوره نوح(٧١) آيات ١ تا ٩
اين از ايشان بفعل نيامد بعذاب او مستأصل شدند قبل از رسيدن اجل اقصى و كسانى كه تجويز اجلين نميكنند جواب دهند كه ايشان را اجل اقصى آن زمان بودي كه ايمان آوردندى و چون ايشان ايمان نياوردند ايشان را اجل اقصى نبود، چنان كه اگر ايمان آوردندى ايشان را ثواب بودى و ببهشت رفتندى و چون ايمان نياوردند ايشان را آن ثواب و بهشت نبودى، پس آيه مستلزم آن نباشد كه اجل دو باشد هم چنان كه نتوان گفت كه ايشان را هم دوزخ بود و هم بهشت، و اجل مسمى غايتى است كه چون بآنجا رسند از آن در نگذرند كما قال جل ذكره: إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ بدرستى كه مدتى كه خداى تقدير فرموده إِذا جاءَ چون ببايد بر وجه مقدر و مقرر لا يُؤَخَّرُ باز پس افكنده نشود يعنى صاحب اجل را مهلت ندهند و اصلا حيله و تدبيرى در آن باب فايده نرساند پس مبادرت كنيد در وقت امهال و تأخير بطاعات و عبادات لَوْ كُنْتُمْ اگر هستيد بفكر و نظر تَعْلَمُونَ بدانيد چيزى را يعنى اگر از اهل علميد پس بدانيد كه در اجل تأخير و امهال نيست، و از حسن مروى است كه مراد از اجل روز قيامت است يعنى البته قيامت آينده است و از وقتى كه مقرر است وقوع آن مؤخر نميشود و بر هر تقدير ميتواند بود كه اين حكايت باشد از كلام نوح عليه السّلام يا آنكه اخبارى باشد از حق تعالى، القصه نوح عليه السّلام بفرمان الهى بعد از پنجاه سالگى وحى بدو نازل شد نهصد و پنجاه سال قوم را دعوت نمود و ايشان سركشى نموده و عناد ورزيده، هميشه در ايذاء و آزار آن حضرت مىكوشيدند و آن حضرت سپر صبر در سر كشيده تحمل آن مشاق مىنمود. بر تفصيلى كه در سوره هود عليه السّلام سمت ذكر يافت، و چون از ايمان ايشان مأيوس شد.
(٥)- قالَ رَبِ گفت اى پروردگار من إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي بدرستى كه من خواندم قوم خود را بطاعت و عبادت تو لَيْلًا وَ نَهاراً شب و روز يعنى پيوسته دعوت كردم و در هيچ وقت از اوقات در دعوت گذارى تقصير نكردم فَلَمْ يَزِدْهُمْ پس نيفزود ايشان را دُعائِي دعا كردن من و خواندن من إِلَّا فِراراً مگر گريختن و پنهان شدن از قبول آن و نفور نمودن از ايمان، و اسناد زيادتى بدعا بنا بر سببيت است كقوله فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ و قوله فَزادَتْهُمْ إِيماناً و در طبرسى آورده كه زيادتى كفر نزد دعوت باين معنى است كه ايشان قبل از دعوت بر كفر و ضلالت بودند و چون قبول دعوت نوح نكردند و باو نگرويدند كفر ايشان بيشتر شد چه زياده عبارتست از اضافه شيء بمقدارى كه پيش از اضافه بوده باشد.
(٦)- وَ إِنِّي و بدرستى كه من كُلَّما دَعَوْتُهُمْ هر گاه بخواندم ايشان را بتوحيد و عبادت لِتَغْفِرَ لَهُمْ تا بيامرزى ايشان را بسبب ايمان آوردن جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ در آوردند