تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٨ - سوره الضحى(٩٣) آيات ١ تا ١١
مشمار و قدر ايشان بشناس و در طريق احسان و رأفت و عطوفت با ايشان سلوك نماى، و يتيمى خود را بياد آور و بر مال ايشان مسلط مشو تا حق ايشان را تصرف نمايى و بايشان نرسانى هم چنان كه عرب ميكنند.
(١٠)- وَ أَمَّا السَّائِلَ و اما درويشان خواهنده را فَلا تَنْهَرْ پس زجر مكن و بانك بر ايشان مزن و محروم مساز و درويشى خود را فراموش مكن، يا طالبان علم شريعت را از تعليم و افاده خود منع مكن هم چنان كه حق سبحانه ترا بآن هدايت كرد بعد از آنكه راه بآن نميبردى، آوردهاند كه بعد از نزول اين آيه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم يتيمان را بيشتر از پيشتر ملاطفت فرمودى و انواع مرحمت و احسان نسبت بايشان مرعى ميداشت و هرگز سايلان را از در خود محروم نمىساخت و مكرر امتان را بآن وصيت مينمود، و ابن أبى اوفى روايت كرده كه ما نزد رسول نشسته بوديم پسرى از مهاجر از در در آمد و گفت يا رسول اللَّه من يتيمم و خواهرى يتيمه دارم و مادرى بيوه (أطعمنا مما أطعمك اللَّه حتى أعطاك اللَّه مما عنده حتى ترضى) اطعام كن بما از آنچه خداى بتو اطعام فرموده تا عطا دهد ترا از آنچه در نزد اوست بر وجهى كه از آن راضى شوى، حضرت فرمود كه
ما أحسن ما قلت يا غلام
چه نيكو گفتى اى پسر پس بلال را امر كرد برو بخانه و آنچه حاضر باشد بيار بلال رفت و بيست و يك خرما بياورد حضرت فرمود كه اى پسر هفت خرما مر تراست و هفت مر خواهر ترا و هفت مادر ترا، معاذ جبل برخاست و دست خود را بر سر او مسح كرد و گفت (جبر اللَّه يتمك و جعلك خلفا من أبيك) خداى جبر يتيمى تو كناد و ترا جانشين پدرت گر داناد، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت اى معاذ نيكو فعلى و قولى از تو مشاهده كردم معاذ گفت يا رسول اللَّه مرا بر او رحم آمد پس حضرت فرمود كه
لا يلى احد منكم يتيما فيحسن ولايته و يضع يده على رأسه الا كتب اللَّه له بكل شعرة حسنة و محى عنه بكل شعرة سيئة، و رفع له بكل شعرة درجة
يعنى هيچكس از شما متولى يتيم نباشد كه نيكو گرداند ولايت خود را بر او و دست خود را بر سر او نهند مگر كه حق سبحانه بهر مويى حسنهاى از براى وى بنويسد و بهر مويى سيئهاى از او محو نمايد و بهر مويى درجهاى از براى او بر دارد؛ و از عبد اللَّه بن مسعود روايتست كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه
من مسح على رأس يتيم كان له بكل شعرة تمر على يده نور يوم القيامة
يعنى هر كه دست بر سر يتيم بكشد بهر مويى كه دست او بر او مرور كند او را نورى بدهند در روز قيامت، و نيز فرمود كه
أنا و كافل اليتيم كهاتين فى الجنة إذا اتقى اللَّه عز و جل
من و كسى كه متكفل يتيم باشد مانند ايندو انگشت باشيم