تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤٣ - سوره الفجر(٨٩) آيات ٢٠ تا ٣٠
آنكه مالهاى خود را برغبت تمام ميخوردند و حقوق واجبه آن را بمستحقان نمىرسانيدند، و يا آنكه طعام پاك و نجس را مىخوردند، و يا آنكه آنچه ميت جمع كرده بود از ظلمه ايشان آن را ميخوردند با آنكه عالم بودند بغصبيت آن، و مىتواند بود كه اينكلام براى ذم وارث باشد كه بسهولت تمام مال موروث باو رسيده باشد بدون مشقت و عرق جبين و او در انفاق آن اسراف كند و در اكل آن توسعه نمايد و جميع مشتهيات خود را از اطعمه و اشربه و البسه و فوا كه بآن ضم كند و خورد هم چنان كه دأب بطالين است از وراث.
(٢٠)-
وَ تُحِبُّونَ الْمالَ و دوست مىداريد مال را حُبًّا جَمًّا دوستى بسيار و فراوان با حرص و شره و منع حقوق يا دوست مىداريد كثرت مال را از فرط حرص و بجهت آن جمع ميكنيد از غير وجه آن و صرف آن مىنمائيد در غير مصرف آن و از عاقبت آن تفكر نميكنيد.
(٢١)- كَلَّا ردعست از فعل مذكور و انكار آن يعنى باز ايستيد از اين امر ناشايسته و نابايسته و ما بعد اين وعيد است بر آن و تحسر ايشان بتفريط و هو قوله إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ يعنى ياد كن كه چون شكافته شود زمين دَكًّا دَكًّا شكستنى بعد از شكستنى يعنى پاره پاره گردد و تلال و جبال آن همه هموار گردند، يا مانند گرد بر هوا منتشر و پراكنده شود و همه زمين هموار گردد كه اصلا ارتفاع و انخفاض در آن نماند، يا كشيده شود زمين در روز قيامت مانند كشيدن أديم، و قول اخير منقولست از ابن عباس- رضى اللَّه عنه- و اين قريب بمعنى اولست.
(٢٢)- وَ جاءَ رَبُّكَ و بيايد پروردگار تو يعنى ظاهر گردد آيات قدرت و آثار هيبت و سطوت پروردگار تو، چه اسناد مجيىء بخدا نه بر حقيقت خود است زيرا كه حركت و انتقال نسبت بكسى است كه در جهتى باشد تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا، پس اين تمثيل است براى ظهور آيات اقتدار و تبيين آثار قهر و سلطنت او سبحانه كه ممثل شد حال آن بحال پادشاه كه بحضور او ظاهر گردد از آثار هيبت و سياست آنچه ظاهر نشود بحضور همه عساكر و وزراء، از حسن و جبائى منقولست كه اى (جاء أمر ربك و قضاؤه و محاسبته)، و ابو مسلم گفته كه (جاء أمره الذى لا أمر معه بخلاف حال الدنيا) و بعضى محققان گفته كه معني آن است كه بيايد ظهور پروردگار تو بجهت ضرورت معرفت باو در آن روز چه ظهور معرفت بشيئى قايم مقام ظهور و رؤيت آن شيء است و چون معارف الهى در آن روز بديهى و ضرورى باشد [١] پس آن بمنزله ظهور و تجلى او باشد مر اهل
[١] نيكوترين وجهى كه در توجيه آيه شريفه وَ جاءَ رَبُّكَ. الاية بيان كردهاند گفته أبو مسلم است زيرا كه موافقت دارد با آنچه در كتاب عيون أخبار الرضا عليه السلام از حسن بن على بن فضال مرويست كه قال: سألت الرضا عليه السلام عن قول اللَّه عزّ و جل وَ جاءَ رَبُّكَ فقال عليه السلام انه لا يوصف بالمجيء