تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥ - سوره الجن(٧٢) آيات ١٠ تا ١٩
و قتاده مرويست كه معنى آيه آنست كه نترسد از نقص أجر حسنات خود و از زيادتى عذاب بر سيئه خود چه بخس بمعنى نقصانست و رهق بمعنى عدوان، و در كشاف آورده كه فَلا يَخافُ خبر مبتداى محذوفست و تقدير اينكه فهو لا يخاف اى فهو غير خايف و چون كلام در تقدير مبتدا و خبر است فا در او داخل شده و اگر نه بايستى كه لا يخف بودى تا جزاى شرط باشد و فايده رفع فعل و تقدير مبتدا قبل از او و وجوب ادخال (فا) در آن و عدم اتيان بلا يخف در مقام اين مبتداء و خبر آنست كه اول دالست بر تحقيق آنكه مؤمن ناجيست لا محاله و مختص است بعدم بخس و رهق نه غير او و قوله بَخْساً وَ لا رَهَقاً بر حذف مضاف است اى لا يخاف جزاء بخس و لا رهق، آيه دالست بر قوت ايمان جنيان و قوت اسلام.
(١٤)- وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ و بدرستى كه از ابناى نوع ما مسلمانانند يعنى گرويدگانند به پيغمبر و متدين بدين اسلام گشتهاند وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ و از ما ستمكارانند بر نفس خود و در گذشتگان از طريق حق كه ايمان و طاعت است فَمَنْ أَسْلَمَ پس هر كه گردن نهاد امر خداى را هم چنان كه ما منقاد امر اوئيم فَأُولئِكَ پس آن گروه گردن نهادگان تَحَرَّوْا قصد كردهاند رَشَداً راه راست را كه موصل ايشانست بثواب ابدى.
(١٥)- وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ و اما بيرون رفتگان از طريق حق فَكانُوا پس باشند در آخرت لِجَهَنَّمَ حَطَباً مر دوزخ را هيمه كه بديشان دوزخ افروخته شود چنان كه بكفار انس افروخته مىشود، و در خبر است كه حجاج بن يوسف در حينى كه اراده قتل سعيد بن جبير كرد باو گفت ما تقول فيّ چه مىگويى در حق من فرمود قاسط عادل اركان دولتش گفتند ما احسن ما قال نيكو سخنى گفت حجاج گفت اى جاهلان او مرا ظالم و مشرك ميگويد و گمان شما آنست كه او مرا بقسط و عدل تعريف ميكند و بعد از آن اين دو آيه بر ايشان خواند كه وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً و قوله الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ (١٦)- وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا اين عطفست بر أَنَّهُ اسْتَمَعَ و أَنْ مخففه است از مثقله يعنى ديگر وحى كرده شده است بمن بدرستى كه شأن و قصه آنست كه اگر مستقيم شوند اهل مكه عَلَى الطَّرِيقَةِ بر طريقه مثلى يعنى بر افضل طرق كه دين اسلامست لَأَسْقَيْناهُمْ هر آينه بدهيم ايشان را ماءً غَدَقاً آب بسيار، اينكلام بر طريق مثلست و مراد از آن وسعت رزقست و كثرت مال و منال و تخصيص آن بذكر بجهت آنست كه از اصل معاش وسعت است پس معنى آنست كه ما روزى را بر ايشان فراخ گردانيم، يا اگر جن بر اسلام استقامت ورزند ايشان را نعمت بسيار ارزاني داريم.
(١٧)- لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ تا بيازمائيم ايشان را در آن يعنى با ايشان معامله آزمايندگان كنيم