تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٦ - سوره عبس(٨٠) آيات ٣٠ تا ٤٢
چنان كه باين آيه مفسر شد قوله:
(٣٢)- مَتاعاً لَكُمْ مفعول افعال مذكوره است يعنى اين همه كرديم بجهت برخوردارى مر شما را وَ لِأَنْعامِكُمْ و بجهت چهار پايان شما، چه اشياى مذكور بعضى طعامست و بعضى علف و بعد از ذكر نعم دال بر وجود صانع عالم و قدرت او بر جميع امور كه از جمله آن حشر و نشر است ذكر احوال قيامت ميكند و ميگويد كه:
(٣٣)- فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ پس چون بيايد آواز كننده با شدت و هيبت تمام يعنى صيحهاى كه اگر مردمان بشنوند كر گردند، يقال يصخ الاذان اى يبالغ فى اسماعها حتى يكاد تصمها لشدتها، و گويند كه صاخة مشتق است از صخ لحديثه مثل أصاخ له بمعنى استمعه اى الناس يصخون للصيحة، يعنى صيحهاى كه مردمان بشنوند آن را، و بنا بر اين وصف آن بصاخة از روى مجاز باشد و بر هر تقدير مراد نفخه ثانيه است و جواب شرط محذوفست يعنى چون اين صيحه بيايد به بينيد شما اهوال و شدايد بسيار را، و دال بر حذف جواب شرط است قوله:
(٣٤)- يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ روزى كه بگريزد مرد مِنْ أَخِيهِ از برادر خود با وجود مؤانست و مهربانى.
(٣٥)- وَ أُمِّهِ و از مادر خود با كثرت حقوق كه مادر را بر او بوده و مرحمت و شفقت كه از او صدور يافته نسبت باو وَ أَبِيهِ و از پدر خود با وجود شفقت و عطوفت كه از او ديده.
(٣٦)- وَ صاحِبَتِهِ و از زن خود با آنكه مونس روزگار او بوده وَ بَنِيهِ و از فرزندان خود با وجود استظهار بايشان و فرار او از اقرباء بجهت اشتغال او باشد بكار خود و اضطرار او باحوال خود و علم او بعدم صدور نفع از ايشان و تأخير الأحب فالاحب بجهت مبالغه است كانه قيل يفر من أخيه بل من أبويه بل من صاحبته و بنيه و گويند فرار او از ايشان بجهت خوف او باشد از مطالبت ايشان به تبعات چه برادر گويد كه چرا در مال خود با من مواسات نكردى و ابوان گويند كه تقصيرى كردى در نيكويى كردن بما، و زن گويد كه طعام حرام بمن اطعام كردى و رعايت حقوق واجبه نكردى و و فرزندان گويند كه تعليم و ارشاد ما نكردى، و مىتواند بود كه مراد مرد مؤمن باشد كه از اقرباى كافر خود گريزد و بآنها ملتفت نشود، و مؤيد اينست آنچه از حسن بصرى روايت كردهاند كه حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه اول كسى كه فرار نمايد از برادر خود هابيل باشد، و از پدر و مادر خود ابراهيم عليه السّلام: و از زن خود لوط و نوح عليه السّلام، و از پسر خود حضرت نوح عليه السّلام: