تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٧ - سوره الشمس(٩١) آيات ١ تا ٩
من پس گوارنده و خوشگوار باد آن بهشت از براى بنده من.
و بدانكه چون حق سبحانه و تعالى اختتام سورة البلد نمود بذكر نار موصدة در اين سوره بيان ميكند كه نجات و فوز از آن مر كسى را است كه تزكيه نفس خود كند، و بجهت تأكيد اين قسم ياد كرد در مفتتح اين سوره و فرمود كه:
(١)-
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ الشَّمْسِ [١] در ما تقدم سمت ذكر يافت كه حق سبحانه را جايز است كه قسم خورد بمخلوقات خود تا تنبيه باشد بر عظم قدر آن و كثرت انتفاع بآن و چون قوام عالم از حيوانات و نباتات بطلوع شمس و غروب آنست آن را مقسم به خود گردانيده ميفرمايد كه سوگند بآفتاب عالمتاب وَ ضُحاها و بروشنى و درخشندگى او در آن وقت كه بلند شود و عالم را نورانى گرداند وضوء او ممتد و منبسط گردد بر زمين و آن محل چاشت است، و گويند ضحوه ارتفاع نهار است و ضحى فوق آن و ضحاء بفتح و مد امتداد نهار است تا قريب بنصف النهار، و از قتاده مروى است كه مراد همه روز است، و مقاتل گفته كه ضحى حرارت آفتابست كقوله فى طه وَ لا تَضْحى اى و لا يؤذيك الحر:
(٢)- وَ الْقَمَرِ و بماه جهان پيما إِذا تَلاها چون پيروى كند آفتاب را يعنى در عقب آفتاب طلوع كند در اول ماه يا طالع شود بعد از غروب آفتاب و فرا گيرد نور خود را از او و اين در نصف اول ماه است كه قرب او بيشتر است بآفتاب از نصف آخر آن و چون در شب بدر مقابل حقيقى او واقع ميشود مستدير ميگردد و بدر ميشود و بعد از آن بجهت بعد او از آفتاب نور او كم ميگردد و يا آنكه تلو آفتاب باشد در استداره و كمال نور، و گويند مراد شب پانزده است كه طلوع آن با غروب شمس است و نزد بعضى مراد تمام ماه است كه در نصف اول تابع طلوع آفتاب است و آفتاب قدوه اوست و در نصف اخير وراء آفتابست و تابع غروب اوست، و در تفسير
[١] حقتعالى در اين سوره مباركه بيك سلسله از مخلوقات خود كه آيات قدرت و حكمت و آثار صنع پروردگار در آنها بسيار است و در وجود هر يك نشانههاى ربوبيت نمودار است سوگند ياد كرده نخست فرموده وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها در اين آيه دو چيز مورد قسم واقع شده يكى آفتاب و ديگر روشنى آن در وقتى كه منبسط گرديده همه جا را فرا گيرد (يعنى چاشتگاه) اما خورشيد كه خود از بزرگترين مخلوقات الهيست و بد اين صنع و عجائب حكمت پروردگار در آن بسيار و نور و روشنى آن موجب نظام اين عالم و نفع آن بمعادن و جمادات و نباتات و انسان و حيوان ميرسد ولى حقتعالى نور چاشت گاه آن را اختصاص بذكر داده و بدان سوگند ياد كرده از جهت اهميت و خصوصيت تأثير نور در كائنات طبيعى كما بين فى محله.