تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٧ - سوره النازعات(٧٩) آيات ١ تا ٩
خود را ببيند آرزو برد كه كاشكى من از خاك بودمى و نسبت بآدمى داشتمى، و در بعضى روايات آمده كه معنى آيه اينست كه جاحد ولايت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در آن روز تمنا كند كه كاش من از شيعه بو تراب بودمى تا اين همه درجه و كرامت كه ايشان دارند من نيز داشتمى، و بعضى از عرفاء معنى اين آيه را باين تنزيل نموده كه يقول الظالم الجاهل المتكبر يوم القيمة يا ليتنى كنت مسكينا فقيرا خاضعا متذللا كالتراب و اللَّه اعلم بالصواب.
سورة النازعات
مكيست و چهل و شش آيتست نزد كوفيان و چهل و پنج نزد باقيان، و اختلاف در دو آيه است وَ لِأَنْعامِكُمْ حجازى و كوفى طَغى عراقى و شامى.
ابى بن كعب از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه هر كه سورة النازعات بخواند او را باز داشتن و حساب دادن روز قيامت نباشد مگر بقدر صلوة مكتوبه آن گه حق سبحانه او را به بهشت در آورد، و ابن عباس از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت نموده كه هر كه اين سوره را قرائت كند ثواب او چندان باشد كه از اول عمر تا آخر عمر بنماز فريضه مشغول بوده باشد و هر سال حجى و عمرهاى گذارده باشد، و از حضرت ابو عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه مرويست كه هر كه اين سوره را بخواند نميرد مگر سيراب، و مبعوث نگردد مگر سيراب، و در بهشت نرود مگر سيراب.
و بدانكه چون حق سبحانه اختتام سوره النبأ نمود بذكر احوال قيامت و اهوال آن افتتاح اين سوره نيز بمثل آن كرده فرمود كه:
(١)-
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ النَّازِعاتِ سوگند بكشندگان غَرْقاً از روى قوت و شدت يعنى بملائكه موت كه نزع كنندگانند جانهاى كافران را باغراق نمودن در آن نزع و آن بيرون آوردن جانهاى ايشانست از اقصاى ابدان و از اصول انامل و أظفار و از تحت شعور ايشان بقهر و خشم تمام تا آنكه چون همه آن را بحلق آرند باز گذارند تا باز بجاى خود رود پس بار ديگر نزع آن كنند، و از مقاتل منقول است كه حضرت ملك الموت عليه السّلام و اعوان او جان كافران را از اصول ابدان بردارند بسفودى كه آن را شاخها باشد هر شاخى از آن بپاره از جان ايشان در آويزد و بيكبار آن را بكشند و باز رها كنند و ميتواند بود كه غَرْقاً صفت مفعول به محذوف باشد و تقدير آنكه نفوسا غرقا يعنى سوگند بملائكه