تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٤ - سوره النازعات(٧٩) آيات ٢٠ تا ٢٩
موسى را معلوم كنيد و بدانيد كه من عزيزتر و برتر از اويم.
(٢٥)- فَأَخَذَهُ اللَّهُ پس گرفت او را خداى نَكالَ الْآخِرَةِ بعقوبت آن سراى كه آخرتست وَ الْأُولى و بعذاب دنيا كه اغراقست، و از ابن عباس روايتست كه معنى آنست كه بنكال دو كلمه او را مؤاخذ ساخت كلمه اولى ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي و كلمه آخرى أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى و ميان اين دو كلمه چهل سال بود و بروايت ديگر بيست سال و روايت ديگر منقول است از أبو جعفر صلوات اللَّه عليه، و بدانكه نكال مصدر مؤكد است چون وعد اللَّه، و صبغة اللَّه كانه قيل نكل اللَّه نكال الآخرة چه معنى فَأَخَذَهُ اللَّهُ نكله اللَّه است و نكال بمعنى تنكيلست چون سلام وداع كه بمعنى تسليم و توديعست، وهب از ابن عباس نقل كرده كه موسى عليه السّلام مناجات كرد كه
رب أمهلت فرعون مائة سنة يقول: أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى و يجحد رسلك و يكذب بآياتك
يعنى بار خدايا مهلت دادى فرعون را مدت صد سال كه دعوى أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى كرد و انكار رسولان تو نمود و تكذيب آيات تو كرد حق سبحانه وحى كرد بوى كه
انه كان حسن الخلق سهل الحجاب فاحببت ان اكافيه
او مردى نيكو خلق بود و در قضاى حوائج و مهمات مردمان توجه مينمود و ايشان را از درگاه خود منع نميكرد پس من خواستم كه مجازات او را باو رسانم و بجهت اين او را وا گذاشتم در اين مدت تا از متاع دنيا محظوظ شود، و ابو بصير از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه جبرئيل با حضرت ملك جليل گفت
يا رب تدع فرعون و قد قال: أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
اى آفريدگار من فرعون را وا گذاشتهاى و مؤاخذه نمىنمايى و حال آنكه نداى أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى را باسماع اتباع خود رسانيده و در ميان ايشان لافى چنين زده خطاب آمد كه استعجال بر- مؤاخذه شأن تو و امثال تو است كه خوف آن داريد كه انتقام و تعذيب از شما فوت شود و او آخر بچنگال نكال ما در دنيا و عقبى گرفتار خواهد شد، يكى از عرفا مناجات كرد كه خداوندا اين چه حالست كه فرعون أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى گفت و حسين منصور حلاج (انا الحق) هر دو يك دعوى كردند روح حسين در عليين است و از آن فرعون در سجين ها نفى آواز داد كه فرعون بخود بينى در افتاد و همه خود را ديد و خود را گم كرد پس در ميان فرق بسيار است [١].
[١] باز هم ذوق عارفانه مرحوم مؤلف باهتزاز آمده و سخن يكى از اقطاب صوفيه را كه آن علاء الدوله سمنانى و سر سلسله صوفيه علائيه است نقل نموده ولى قسمتى از كلمات وى را ذكر نكرده است و ما آن قسمت را در پاورقى مينويسيم تا مراد وى براى خوانندگان روشن گردد، ميگويد: وقتى كه مرا حال گرم بود بزيارت حسين منصور حلاج رفتم چون مرافه كردم روح او را در مقام عالى يافتم از عليين مناجات كردم الخ در مثنوى نيز فرق بين اين دو ادعاء را چنين گفته:
|
گفت فرعونى أنا الحق گشت پست |
گفت منصورى انا الحق و برست |
|