تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦ - سوره نوح(٧١) آيات ١ تا ٩
وى باشد حيث قال رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ از ابو- عبد اللَّه عليه السّلام روايت است كه هر كه ايمان دارد بخدا و كتاب او را قرائت مىنمايد بايد كه ترك نكند تلاوت سورة إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً را چه هر بنده محتسب صابر كه اين سوره را در فريضه يا نافله بخواند حق سبحانه او را در مساكن ابرار جاى دهد و ثلث جنان باو عطا فرمايد و انواع كرامت و اصناف نعمت باو نوازش نمايد و دويست حور عين و چهار هزار ثيب باو دهد انشاء اللَّه تعالى.
و ببايد دانست كه چون حق سبحانه ختم سوره المعارج نمود بوعيد اهل تكذيب افتتاح اين سوره نيز كرده بذكر قصه نوح عليه السّلام و قوم او و آنچه بايشان رسيد بسبب تكذيب از عذاب طوفان و عقاب آن جهان تا تسلى حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم باشد پس فرمود كه:
(١)-
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً بدرستى كه ما فرستاديم نوح را إِلى قَوْمِهِ بسوى گروه او كه آل قابيل بودند أَنْ أَنْذِرْ بآنكه بيم كن قَوْمَكَ گروه خود را، و اين بتقدير حرف جر است و أَنْ مصدريه است اى بالانذار يا تقدير اين باشد كه بأن قلنا له أنذر يا آنكه مفسر إِنَّا أَرْسَلْنا باشد بجهت تضمن أَرْسَلْنا بمعنى قول و مثل اين است أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ كه بعد از اين مذكور خواهد شد، يعنى نوح را بگروه او فرستاديم و او را گفتيم بترسان ايشان را مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ پيش از آنكه بيايد بايشان عَذابٌ أَلِيمٌ عذابى دردناك كه طوفان است يا عذاب آن جهان (٢)- قالَ يا قَوْمِ گفت نوح عليه السّلام كه اى گروه من إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ بدرستى كه من مر شما را بيم كنندهام هويدا و آشكارا.
(٣)- أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ بآنكه بپرستيد خداى را بيگانگى وَ اتَّقُوهُ و بترسيد از عقوبت او و بپرهيزيد از نافرمانى او وَ أَطِيعُونِ و فرمان بريد مرا بهرچه فرمايم و نهى كنم چه طاعت من مقرون بطاعت خداست.
(٤)- يَغْفِرْ لَكُمْ تا بيامرزد خداى مر شما را مِنْ ذُنُوبِكُمْ بعضى از گناهان شما را يعنى گناهانى را كه قبل از اسلام مرتكب آن شده باشيد چه اسلام قطع ذنوب ما قبل ميكند نه گناهان مستأنفه كه بعد از اسلام بوده باشد زيرا كه وعده بغفران على الاطلاق موجب اغراء است بفعل قبيح وَ يُؤَخِّرْكُمْ و تا باز دارد شما را از عقوبات مهلكه، يعنى زنده دارد شما را إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى تا وقتى نام برده شده يعنى باقصاى مدت زندگانى كه مقدر شده است بشرط ايمان و طاعت، پس اين دالست بر ثبوت اجلين زيرا كه در وعده باجل مسمى شرط عبادت و تقوى كرده و چون