تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٠ - سوره القيامة(٧٥) آيات ١ تا ٩
است و مراد جميع كافرانند يعنى آيا ظن منكران بعث آنست كه ما عظام ايشان را فراهم نخواهيم آورد.
(٤)- بَلى آرى جمع كنيم آن را قادِرِينَ در حالتى كه توانا باشيم عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بر آنكه راست گردانيم بَنانَهُ سرهاى انگشتان او را بهم تاليف كنيم يعنى سلاميات او را با وجود صغر و لطافت آن جمع كنيم و با هم ملتئم و منضم سازيم چه جاى استخوانهاى بزرگ، و از ابن عباس مرويست كه معنى آنست كه ما قادريم بر آنكه فراهم آوريم و منقبض سازيم انگشتان او را تا مانند سم چاروا شود و نتواند كه بدست چيزى بخورد بلكه بدهن اكل نمايد مانند ساير حيوانات و ليكن ما بفضل و منت خود انامل او را باو عطا فرموديم كه موجب كمال خلقت و تماميت منفعت است و منشا قبض و بسط و ارتفاق باعمال لطيفه مانند كتابت و غير آن.
(٥)- بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ اين عطفست بر أَ يَحْسَبُ پس جايز است كه استفهام باشد يا ايجاب بجهت آنكه جايز است كه اضراب باشد از مستفهم يا از استفهام يعنى بلكه مىخواهد عدى يا جنس آدمى باين انكار و تكذيب لِيَفْجُرَ تا هميشه بفجور مشغول باشد أَمامَهُ در زمانى كه نزد ويست از اوقات حيات، و از سعيد بن جبير مرويست كه مراد آنست كه ذنب را مقدم دارد و توبه را مؤخر سازد و گويد سوف اتوب تا آنكه موت را دريابد بر اسوء اعمال و اقبح احوال يا آنكه فجور بمعنى كذب باشد يعنى دروغ گويد و تكذيب نمايد آنچه او را در پيش است از بعث و حساب [١].
(٦)- يَسْئَلُ مىپرسد از روى استهزاء و استبعاد أَيَّانَ كى خواهد بود يَوْمُ الْقِيامَةِ روز رستخيز بعد از آن بيان علامات حدوث قيامت مىفرمايد بقوله:
(٧)- فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ پس آن هنگام كه خيره و متحير شود چشم از كثرت فزع و هول و اين مشتقست از برق الرجل اذا نظر الى البرق فدهش بصره.
(٨)- وَ خَسَفَ الْقَمَرُ و تيره گردانيده شود ماه.
[١] يفجر گاه مأخوذ از فجر است از باب قتل يقتل قتلا و فجر بمعنى شكافتن است يقال فجر الرجل القناة اى شقها و هم بمعنى روان ساختن يقال فجر الماء اى فتح له طريقا فانفجر أى فجرى و گاه مأخوذ از فجور است از باب قعد يقعد قعودا و فجور بمعنى برانگيخته شدن بر معاصى و بديها و بمعنى زنا و بمعنى دروغ گفتن آمده و پوشيده نماند كه مناسب با اين مقام آنست كه ليفجر از فجور بمعنى فسق و انگيزش بر معاصى گرفته شود.