تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨١ - سوره الشرح(٩٤) آيات ١ تا ٨
سورة الانشراح
مكيست و هشت آيتست باتفاق.
ابي بن كعب از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه هر كه اين سوره را قرائت كند ثواب او چون ثواب كسى باشد كه بمن ملاقات كرده باشد و مرا از غمها شاد كرده و شفاعت او بر من واجب باشد، و اصحاب ما رضوان اللَّه عليهم متفقاند بر آنكه و الضحى و الم نشرح يك سورهاند بجهت تعلق أحدهما بديگرى زيرا كه تمامى تعداد نعم بسوره ثانيه است بجهت اين قرائت هر دو را در ركعت واحد واجب ميدانند، و لايلاف و أ لم تر كيف نيز اين حكم دارند، و سياق كلام دلالت صريح دارد بر قول مذكور زيرا كه در سوره اول فرمود كه أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى تا آخر و بعد از آن ميفرمايد كه:
(١)-
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ آيا گشاده [١] نكرديم براى تو صَدْرَكَ سينه ترا تا مناجات حق و دعوت خلق و غم امت و اعباء رسالت در وى گنجد، آيا دل ترا گنجايش آن نداديم كه هر چه از اسرار وحى و حكم بر تو واقع شود قبول تواند كرد، معني استفهام انكار نفي شرحست بجهت مبالغه در اثبات و ايجاب آن يعني البته ما اندوه و أ لم كه خاطر تو را مضيق ساخته بود از تبليغ رسالت بخاص و عام و مقاسات در دعوت جن و انس از دل تو زايل گردانيديم تا منشرح ساختيم آن را براى قبول علوم و حكم و حفظ قرآن و آسان گردانيديم تلقي وحى را براى تو بعد از دشوارى بر تو؛ ابو القاسم بلخي گفته كه رسول خداى دلتنگ شده بود بمعادات ثقلين حقتعالى بآيات وعده فتح بلاد شرح صدر وى كرد و دل وى را خوشحال گردانيد، و گويند كه معنى آنست كه ما سينه ترا منشرح و مفتوح گردانيديم باذهاب شواغلى كه ضد ادراك حق بودند، ابن عباس روايت كرده كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را پرسيدم كه يا رسول اللَّه أ ينشرح الصدر فرمود
نعم
، گفتم علامتى هست كه بآن انشراح صدر معلوم شود فرمود
نعم التجافي عن دار الغرور و الانابة الى دار الخلود و الاعداد للموت قبل نزول الموت
و دال بر اثبات شرح صدر و ايجاب آنست اينكه معطوف ساخته بر آن قوله:
(٢)- وَ وَضَعْنا عَنْكَ و برگرفتيم از تو وِزْرَكَ بار گران ترا.
[١] لفظ شرح بمعنى گشادن و گشاده و فراخ كردن چيزى و بيان كردن و آشكار ساختن است و صدر بمعنى سينه و مجازا در دل نيز استعمال ميشود و مراد از شرح صدر در اينجا (و اللَّه أعلم) گشاده و فراخ گردانيدن دلست بطورى كه در برابر مشكلات و ناملايمات شاقه كه با هدف و مقصد آدمى روبرو ميشود و با كار و شغل مزاحمت مينمايد و دلگير و دلتنگ نگردد و با ظرفيت و پر حوصله باشد.