تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٦ - سوره الغاشية(٨٨) آيات ١٠ تا ١٩
و اين تختها اصل آن از زر بود و مكلل بزبرجد و در و ياقوت، و در معالم آورده كه مرفوع باشد در هوا و چون صاحبش خواهد كه بروى نشيند بزمين آيد و چون بر آن قرار گيرد باز مرتفع گشته بموضع خود باز رود.
(١٤)- وَ أَكْوابٌ و در جنت كوزهاى بىدسته و لوله باشد مَوْضُوعَةٌ نهاده شده پيش بهشتيان آماده و مهيا نزد ايشان تا احتياج نداشته باشند بطلبيدن آن يا نهاده شده بر حافات عيون و ممد و مهيا براى شرب ايشان.
(١٥)- وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ و بالشهاى نهاده با يكديگر يعنى متصل بهم تا بهر كدام كه خواهد نشيند.
(١٦)- وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهاى فاخر عريض گسترده شده بهر جا كه اراده بهشتى باشد يا متفرق در مجالس أَكْوابٌ جمع كوب است بمعنى اناء بدون دسته و لوله و نَمارِقُ جمع نمرقه است مثلثة الراء بمعنى مسند و متكأ و زَرابِيُ جمع زريب بمنى بساط فاخر و بارز كه محمول باشد بحمل رفيق، عاصم بن ضمره از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت ذكر اهل جنت ميكرد و در اثناى آن فرمود
يجيئون فيدخلون فاذا اساس بيوتهم من جندل اللؤلؤ و سرر مرفوعة و اكواب موضوعة و نمارق مصفوفه و زرابى مبثوثة و لو لا ان اللَّه تعالى قدرها لهم لا لتمعت ابصارهم لما يرون و يعانقون الازواج و يقعدون على السرر و يقولون الحمد للَّه الذى هدانا لهذا
يعنى بهشتيان بيايند و در بهشت داخل شوند و اصل خانهاى ايشان از سنگ لؤلؤ باشد و در آنجا سرر مرفوعه و اكواب موضوعه و زرابى مبثوثه باشد و اگر نه ان بود كه حق سبحانه آن را از براى تمتع و تلذذ ايشان خلق كرده نور ديده ايشان از كثرت مشاهده از اشعه و لمعات آن و تزين آن پراكنده شدى و بينور شدى و ايشان دست در گردن زوجات خود كنند و در بالاى تخت بنشينند و شكر آن را بجاى آرند، و در بعضى تفاسير آوردهاند كه چون كفار از سيد ابرار شنيدند كه در بهشت سريرها باشد بغايت بلند و درازى آن مقدار صد ساله راه باشد و كمتر و بيشتر از آن تعجب كردند و گفتند اين خود نشايد چه اگر واقعست پس بلال و خباب و امثال ايشان را كارى عظيم افتاده چه مدت متمادى بايد تا بر بالاى آن تختهاى بلند بر آيند و بسى زمان طويل بايد تا از بلندى آن فرود آيند آيه آمد:
(١٧)- أَ فَلا يَنْظُرُونَ آيا نمىنگرند ايشان إِلَى الْإِبِلِ بسوى شتر كه بقدرت ما كَيْفَ خُلِقَتْ چگونه آفريده شده يعنى با آن بلندى و بزرگى مسخر كودكى ميشود تا بر او بر ميآيد و فرو ميآيد پس چرا از تخت بهشتيان متعجب ميشويد كه در فرمان بهشتى باشد، از قتاده مروى است كه چون حق سبحانه و تعالى و صف بهشت فرمود بطريق مذكور اهل ضلالت از آن حال