تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٩ - سوره عبس(٨٠) آيات ١ تا ٩
بر آنكه مدت لبث ايشان يك روز كامل نيست بلكه ساعتى است از آن روز كه آن عشيه آنست يا ضحى آن و چون ترك يوم فرمود اضافه كرد بعشيه آن پس آن مثل كريمه لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنْ نَهارٍ است.
سورة عبس
و اين سوره را سورة السفرة نيز گويند و در مكه نازل گشته، و چهل و دو آيتست نزد اهل حجار و كوفه و چهل و يكست نزد بصري و چهل نزد شامى و مدنى الاول، و اختلاف در سه آيتست وَ لِأَنْعامِكُمْ حجازى و كوفى إِلى طَعامِهِ غير يزيد و الصَّاخَّةُ غير شامى.
ابى بن كعب از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه هر كه عبس و تولى قرائت كند در روز قيامت روى او ضاحك و مستبشر باشد، و معوية بن وهب از ابو عبد اللَّه عليه السّلام روايت كرده كه هر كه عبس و تولى را قرائت كند با سوره اذا الشمس كورت از دوستان خداى بوده در بهشت در ظل ظليل خداى تعالى و كرامت جليل او باشد و از مقربان درگاه او بود.
و بدانكه چون حق سبحانه ختم اين سوره نمود بذكر انذار كسى كه خائف باشد از قيامت در اين سوره افتتاح نمود بذكر انذار كسى كه مرجو الاسلام باشد و اظهار عتاب نسبت بكسى كه اعراض نمايد از اهل خشيت و ميگويد كه:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ آوردهاند كه عبد اللَّه بن ام مكتوم كه آن عبد اللَّه بن شريح بن مالك بن ربيعه فهرى بود از بنى عامر بن لؤى و ام مكتوم مادر پدر او بود مردى مكفوف و نابينا بود بنزديك حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آمد و در آن وقت صناديد قريش نزد او حاضر بودند چون ابو جهل بن هشام و عباس بن عبد المطلب و وليد بن مغيره و امية بن خلف و عتبة بن ربيعه و برادر او شيبة بن ربيعه و غيرهم و آن حضرت بجهت اميدوارى بر اسلام ايشان با ايشان نجوى ميفرمود و سخنان سرى در ميان داشت و از سر حرص بر ايمان ايشان بالكليه خاطر خطير خود را متوجه ايشان ساخته بود و ايشان را دعوت ميفرمود ابن ام مكتوم ندانست كه آن حضرت بايشان مشغول است پيش آمد و گفت يا رسول اللَّه (اقرئنى و علمنى مما علمك اللَّه) از آنچه خداى بر تو آموخته بر من خوان و مرا بياموزان و مكرر اين كلمه ميگفت و رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بجهت آنكه ابن ام مكتوم قطع سخن وى نمود و بانديشه آنكه مبادا صناديد قريش گويند كه اتباع رسول نابينايان و سفله و عبيدند از آن كراهت پيدا كرد و از او اعراض نمود و روى مبارك درهم كشيد جبرئيل عليه السّلام اين آيه آورد كه: