تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤٧ - سورة البلد
خير فحول وجهى نحو قبلتك) بار خدايا اگر مرا نزد تو منزلتى هست روى مرا بقبله كن حق سبحانه روى او را بقبله گردانيد و هيچكس قدرت آن نداشت كه روى او را از آن بگرداند و بجانب ديگر كند، و اظهر آن است كه آيه بر عموم خود باشد و اگر نزول آن مخصوص باشد بحمزه يا بحبيب حكم او عام خواهد بود مر كسانى را كه متصف بصفت او باشند چنان كه از عبد اللَّه بن عمر روايتست كه چون بنده مؤمن مشرف بر موت شود حق سبحانه دو فرشته بفرستد تا از براى وى تحفهاى از بهشت بياورند و باو گويند كه اى نفس آرميده بيرون آى راضى و مرضى با روح و ريحان شو پس مكيف شود برايحه طيبه كه بمراتب از بوى مشك خوش بوتر باشد و چون آن رايحه را فرشتگان آسمان بشنوند با خود گويند كه نفس بنده مؤمن ميآرند درهاى آسمان بروى او بگشائيد و بر وى صلوات دهيد و او را نزد عرش خداى برند و چون فرشتگان كه قابض روح وى باشند آنجا رسند خداى را سجده كنند و گويند بار خدايا تو عالمى كه اين بنده مؤمن است هميشه ترا پرستيده لمحهاى بر تو انباز نگرفته حق سبحانه بميكائيل خطاب كند كه اين نفس را نزديك نفوس مؤمنان برو بفرما تا قبر وى را در طول و عرض هفتاد گز فراخ سازند و از روح و ريحان بهشت مطيب گردانند پس او در قبر خود چنان خواب كند كه عروس بر بالاى جامهاى الوان و وقتى كه از خواب برخيزد همچه كسى باشد كه بمراد خود خواب كرده باشد و چون كافر را موت نزديك شود حق تعالى دو فرشته بفرستد و باو گويند
يا أيتها النفس الخبيثة ارجعى الى الجحيم و العذاب الاليم
از سعيد بن جبير مرويست كه چون عبد اللَّه عباس در طايف وفات كرد مرغى بيامد كه بر شكل وى كسى نديده بود و در نعش وى رفت و بيرون نيامد و در آن وقت كه او را دفن كردند بر سر قبر وى از هاتفى مىشنيدند كه ميگفت يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي.
سورة البلد
مكيست و بيست آيتست باجماع.
ابى بن كعب از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه هر كه قرائت او در فرايض لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ باشد يا تلاوت كند حضرت حق سبحانه و تعالى او را امان دهد از غضب و خشم خود در روز قيامت.
و ببايد دانست كه چون حضرت حقتعالى سورة الفجر را انزال نمود بذكر نفس مطمئنة در اين سوره تبيين وجه اطمينان نمود كه آن نظر است در طريق معرفت حقتعالى و آن را مؤكد ساخته بقسم و فرمود كه: