تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٩ - سوره نوح(٧١) آيات ١٠ تا ١٩
بگوئيد اين كلمه توحيد را تا رستگار شويد و آشكار گفتن آن به اين وجه بود كه هر جا بدانستى كه مجلسى و محفلى هست آنجا آمدى و بآواز بلند گفتى كه اى مردمان بگوئيد لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ تا فايز و رستگار گرديد، و اما پنهانى گفتن وى آن بود كه چون يكى را بديدى او را نزد خود طلبيدى و دهن را نزديك گوش او آوردى و گفتى بگو كه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ چون بهيچ نوع سخن او را بسمع قبول اصغاء نكردند حق سبحانه چهل سال و بروايتى هفتاد سال باران از ايشان باز گرفت و زنان را عقيم ساخت از آن نيز متنبه نشدند آن حضرت روى نياز بدرگاه بينياز آورد و گفت اى پروردگار من بهر وجه كه توانستم طريق دعوت فرو نگذاشتم و جميع قواعد تلطف با ايشان مرعى داشتم و در جميع مجالس و محافل و خلوت بسر و علانيه ايشان را بحق خواندم هيچ فائدهاى نداد و چون تو بر ايشان قهر كردى و چهل يا هفتاد سال باران از ايشان باز گرفتى و زنان ايشان را عقيم ساختى ايشان رجوع بمن نكردند.
(٩)-
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا پس گفتم آمرزش طلبيد رَبَّكُمْ از پروردگار خود يعنى توبه كنيد از كفر إِنَّهُ كانَ بدرستى كه خداى تعالى هست غَفَّاراً آمرزنده توبه كنندگان و چون توبه كنيد:
(١٠)- يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ بفرستد ابر را براى شما مِدْراراً بسيار بارنده و ريزنده پى در پى.
(١١)- وَ يُمْدِدْكُمْ و مدد دهد شما را بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ بمالها و پسران يعنى بسيار گرداند اموال و اولاد شما را وَ يَجْعَلْ لَكُمْ و بدهد مر شما را جَنَّاتٍ بوستانهاى پر از اشجار كثيره وَ يَجْعَلْ لَكُمْ و بدهد و جارى گرداند براى شما أَنْهاراً جويهاى آب، نوح عليه السّلام در اينكلام بيان موعد نموده براى ايشان بچيزى كه اوقع است در نفوس ايشان و آن منافع حاضره و فوايد عاجله است بجهت ترغيب ايشان بر ايمان و طاعت در بركات و نتايج آنكه خير دارين است و مثل اينست قوله تعالى وَ أُخْرى تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ و قوله وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ و قوله وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ و قوله وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً و غير آن، قلانسى كه از اعاظم اهل سنت است در تفسير خود آورده كه مردى نزد امير المؤمنين عليه السّلام آمد و گفت يا امير المؤمنين گنه بسيار كردهام و صحيفه اعمال خود را بآن سياه نمودهام دعا كن تا مرا خداى بيامرزد حضرت عليه السّلام فرمود كه برو و استغفار كن، شخصى ديگر بيامد و گفت يا امير المؤمنين ضياع من بجهت كمى آب خشك شده دعا كن تا باشد كه خداى باران بفرستد فرمود برو استغفار