تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٦ - سوره النبإ(٧٨) آيات ١ تا ٩
تصديق نموده باشد و او را امام و پيشواى خود دانسته باشد و بحبل مودتش اعتصام نموده باشد، و واى بر آن جاحد كه از ولايتش بيبهره بود، مرويست از اسحاق بن محمّد بصرى كه او گفت مرا خبر داد محمّد بن حسن بن شمون از عبد اللَّه بن معمر از ابان بن تغلب كه او گفت كه من از ابو جعفر عليه السّلام پرسيدم كه مرا آگاه كن از تفسير النبأ العظيم فرمود كه مراد از نبأ عظيم على بن ابى طالب عليه السّلام است كه مردمان در شأن او مختلف الاحوال و الاقوال باشند، و در تفسير اهل البيت عليهم السّلام نيز مذكور است كه نبأ عظيم على بن ابى طالب است، و علقمه روايت كرده كه روز صفين مردى از لشكر شام بمبارزت بيرون آمد سلاحى پوشيده و مصحفى حمايل كرده بجاى رجز عم يتساءلون ميخواند ميخواستم كه با او مقاتله كنم كه على بن ابى طالب عليه السّلام فرمود كه
قف مكانك
بجاى خود بايست پس خود پيش رفت و فرمود كه
أ تعرف النبأ العظيم
نبأ العظيم را ميدانى گفت نه فرمود كه
و اللَّه انا النبأ العظيم الذى فى اختلفتم و على خلافتى تنازعتم و عن ولايتى رجعتم بعدما قبلتم و ببغيكم هلكتم بعدما بسيفى عن الكفر نجوتم و يوم غدير قد علمتم و يوم القيامة تعلمون ما عملتم ثم علا بسيفه و رمى برأسه
يعنى من آن خبر بزرگم كه در من اختلاف كرديد و در خلافت من منازعت نموديد و از ولايت من رجوع كرديد پس از آنكه قبول كرديد و ببغى و ستم خود هلاك گشتيد بعد از آنكه بشمشير من از كفر نجات يافتيد و در روز غدير دانستيد مرتبه ولايت و خلافت مر او در روز قيامت بدانيد آنچه امروز كرديد پس تيغ بر آورد و سر او را بيكضرب بينداخت، اصبع بن نباته گفت در حرب بصره با حضرت امير المؤمنين عليه السّلام همراه بودم مردى از لشكر بصره بيرون آمد و اين آيه ميخواند حضرت امير المؤمنين عليه السّلام پيش او رفت فرمود كه (نبأ عظيم) كه درو اختلاف كرديد ميشناسى گفت نه فرمود
انا النبأ العظيم الذى هم فيه مختلفون
منم آن نبأ عظيم كه در او اختلاف كردند پس حق سبحانه و تعالى ردع ميفرمايد كفار را از تساؤل و وعيد مينمايد ايشان را بقوله:
(٤)- كَلَّا بايد كه باز ايستند از اينسؤال و دور شوند از اين مقال كه نه چنانست كه ايشان ميگويند بلكه سَيَعْلَمُونَ زود باشد كه بدانند نزديك نزع حقيقت آنچه در آن اختلاف ميكنند.
(٥)- ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ پس عنقريب عالم شوند در آخرت بخبث عقيده و بطلان قول خود، تكرير ردع با وعيد جهت تشديد و مبالغه است، و ثم اشعار است بآنكه وعيد ثانى اشد و اصعب خواهد بود از اول و اكثر بر آنند كه اول نزد نزع باشد و ثانى در قيامت چنان كه باين مفسر شد، و جماعتى ديگر گفتهاند كه اول نزد بعث باشد و ثاني در حال جزاء، و گفتهاند كه معنى آنست كه