تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٠ - سوره النبإ(٧٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
كوران جور كنندگان در حكم، و گنگان و كران آنها كه باعمال خود معجب بودهاند، و زبان خوايان قاريان و علماء كه گفتار ايشان مخالف كردار ايشان بوده، و دست و پا بريدگان رنجانندگان همسايگاناند، و آويختگان از دار آتشين غمازان و سعايت كنندگان بسلاطين و آنها كه نتن عظيم دارند متابعان شهوات و باز دارندگان حق خداى، و پوشيدگان بلباس قطران اهل تكبر و نازش.
(١٩)- وَ فُتِحَتِ السَّماءُ و شكافته شود آسمان در آن روز از براى انزال ملائكه فَكانَتْ پس گردد از بسيارى شكاف أَبْواباً درها يعنى خداوندان درها يا از كثرت فرجهاى همه آسمان ابواب نمايد.
(٢٠)-
وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ و روان گردانيده شود كوهها در هوا فَكانَتْ سَراباً پس باشد مثل سراب يعنى نمايش كوه داشته باشد أما بسبب تفتت اجزاء و انبثاث آن بر حقيقت جبليت باقى نمانده باشند.
(٢١)- إِنَّ جَهَنَّمَ بدرستى كه دوزخ كانَتْ مِرْصاداً باشد كمين گاهى كه زبانيه در او مترصد ايستاده باشند براى تعذيب كافران و گذار كفار بر آن باشد و نتوانند كه بگريزند يا موضع رصدى كه خزنه دوزخ انتظار كفار ميبرند و خزنه بهشت نگهبانى مؤمنان ميكنند تا در وقت مرور بر صراط از تعرض آتش محروس باشند يا مقامى هست كه در او دوزخيان چون در عذابى باشند منتظر عذاب ديگر باشند كه بايشان رسد، از مقاتل مرويست كه مرصاد محبسى است كه اهل دوزخ را در آن حبس نمايند، و بر هر تقدير اين مرصاد باشد:
(٢٢)- لِلطَّاغِينَ مر مشركان را كه از حد در گذشتگانند مَآباً بازگشت و قرارگاه.
(٢٣)- لابِثِينَ فِيها در حالتى كه درنك كنندگانند در آن أَحْقاباً روزگارهاى متعاقب و متوالى يكديگر، از مجاهد منقول است كه حقب هشتاد سالست از سالهاى آخرت، عمار دهنى گفت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه از هلال هجرى پرسيد كه شمار حقب در كتاب خود چه مقدار يافتهايد گفت هشتاد سال هر سالى دوازده ماه هر ماهى سى روز و هر روزى هزار سال و در روايت ديگر آمده كه حقب هفتاد هزار سالست و بر هر تقدير آيه مقتضى تناهى أحقاب نيست زيرا كه مراد احقاب مترادفست يعنى هر حقبى كه تمام شود حقبى ديگر در عقب آن بيايد و على هذا القياس پس معارضه نكند بمنطوق آيه كريمه كه دالست بر خلود كفار، و صاحب موضح نيز آورده كه مراد اين نيست كه براى عذاب