تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣١ - سوره النبإ(٧٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
كفار تعيين مدت كرده باشد بلكه معنى آنست كه هر حقبى كه مىگذرد حقبى ديگر در عقب آن ميآيد تا ابد الابدين و احتمال آن دارد كه احقاب مشتق باشد از حقب عامنا إذا قل مطره و خيره، و حقب فلان اذا اخطاه الرزق فهو حقب و جمعه أحقاب و بنا بر اين حالست از لابِثِينَ اى لابثين فيها حقبين، از خالد بن سعدان مرويست كه مراد به اين جماعت كفار نيستند بلكه اهل توحيداند كه بعد از مضى احقاب از دوزخ بيرون آيند، و نافع از ابن عمر روايت كرده كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله فرمود
لا يخرج من النار من دخلها حتى يمكث فيها أحقابا و الحقب بضع و ستون سنة و السنة ثلاثمائة و ستون يوما كل يوم كألف سنة مما تعدون فلا يتكلن أحد على ان يخرج من النار
يعنى هر كه بدوزخ رود از آن بيرون نيايد تا آنكه مدت احقاب منقضى شود و حقب شصت و اند سالست و أند ميان سه و ده است و سالى سيصد و شصت روز و روزى هزار سال دنيا پس بايد كه اعتماد نكند هيچكس كه از دوزخ بيرون خواهد آمد، و حسن بصرى گفته كه هر چيزى را حدى نهادهاند مگر عذاب و عياشى باسناد خود از حمران روايت كرده كه او گفت من آيه را از حضرت ابو جعفر عليه السّلام سؤال كردم فرمود
هذه فى الذين يخرجون من النار
اين آيه در شأن جماعتيست كه از دوزخ بيرون آيند و در آن مخلد نمانند پس مراد اهل توحيد خواهند بود. زيرا كه بنص و اجماع ثابت شده كه كافر از دوزخ هرگز خلاصى نخواهد داشت پس در صفت عذاب جهنم ميفرمايد كه:
(٢٤)- لا يَذُوقُونَ فِيها نچشند در دوزخ يعنى در نيابند بَرْداً خنكى هوا را يعنى چيزى كه بدان راحت يابند و حرارت دوزخ را از ايشان باز دارد، و گويند كه برد خوابست يعنى ايشان را در جهنم خواب نباشد وَ لا شَراباً و نياشامند شرابى را.
(٢٥)- إِلَّا حَمِيماً مگر آبى در نهايت حرارت كه چون نزديك رو آرند گوشت روى ايشان ريخته شود و چون بخورند امعاء و احشاى ايشان پاره پاره شود وَ غَسَّاقاً و مگرريم كه از ريشهاى ايشان سيلان كند يا اشكهايى كه از حسرت بارند، و يا زمهرير كه بآن معذب گردند على اختلاف الاقوال، و شهر بن حوشب گفت غساق وادى است در دوزخ كه در وى سيصد و شصت شعب است و در هر شعبهاى سيصد و شصت خانه و در هر خانه چهار هزار زاويه و در هر زاويه عظيمترين مارى، در هر مارى چندان زهر هست كه جز خداى نداند شراب دوزخيان از آنست و حفص غساق بتشديد سين خوانده كه همان بمعنى قرائت اولست، و ببايد دانست كه ميتواند بود كه لا يَذُوقُونَ تا آخر حال باشد از ضمير مستكين در لابِثِينَ بمعنى غير ذائقين بردا و لا شرابا الا حميما و غساقا، يعنى دوزخيان لبث نمايندگان باشند در دوزخ بحالتى كه نچشند مگر حميم و غساق را در احقاب مذكوره و بعد از انقضاى