تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٧ - سوره المطففين(٨٣) آيات ٣٠ تا ٣٦
جو نيست جارى در هوا و در اوانى اهل بهشت ريخته ميشود بر حسب حاجت و چون اوانى پر شوند باز ايستد و قطرهاى از آن بر زمين نريزد و تسميه تسنيم بجهت ارتفاع مكانست يا مزيت رفعت آن بر آب ديگر چه آن مصدر نسمه است اذا رفعه پس تفسير تسنيم ميكند بقوله:
(٢٨)- عَيْناً انتصاب آن بر مدحست يا حالست از تسنيم و معنى آنست كه أعنى عينا و حالكونه عينا يعنى آن چشمه است يا در حالتى كه تسنيم چشمه ايست يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ ميآشامند بآن نزديك شدگان بارگاه عنايت يعنى ايشان صرف آن مىنوشند و ممزوج آن را بابرار ميدهند كه اصحاب يميناند، صاحب انوار از ابن عباس و ابن مسعود نقل كرده كه چون مقربان مشغول بما سوى نشدهاند يعنى محبت حق را بمحبت غير نياميختهاند شراب ايشان صرفست و آنها كه محبت ايشان آميخته باشد شراب ايشان ممزوج باشد، و در بحر الحقايق مذكور است كه شراب رحيق اشارتست بشراب خالص از كدورات خمار كونين و اوانى مختومه آن قلوب اولياء و اصفياء كه ختام او مشك محبتست و تسنيم أعلى مراتب محبتست يعنى محبت ذاتيه، است و مقربان اهل فناء فى اللَّه و بقاء باللّهاند و تا كسى بر بساط قرب در مجلس انس در رياض قدس از دست ساقى رضا جرعهاى از اين شراب ناب نچشد بويى از سر اينسخنان بمشام جان وى نرسد، آوردهاند كه صناديد قريش چون ابو جهل و وليد بن مغيره و عاص بن وائل و اتباع ايشان هر گاه فقراى صحابه را چون عمار و صهيب و خباب و بلال و غيرهم را ميديدند با ايشان استهزاء و سخريت ميكردند و بر سبيل طنز و افسوس ميگفتند كه اينها بر حقند و وحى بمحمد نازل شده و او رسول خداست و ما مبعوث خواهيم شد اين آيه آمد كه:
(٢٩)- إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا بدرستى كه آنان كه شرك آوردند و اجرام صحف اعمال را بجرايم شرك و عصيان سياه كردند كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا هستند از آنان كه گرويدهاند يَضْحَكُونَ ميخندند.
(٣٠)-
وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ و چون بگذرند بآن مؤمنان يَتَغامَزُونَ غمز ميكنند بچشمها يعنى اشارتها مينمايند بجهت استهزاء، و در كشاف آورده كه روزى حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه با جمعى از فقراى مسلمانان مىگذشت جمعى از منافقان بخنديدند و بچشم و بابرو اشارت كرده طريق استهزاء و سخريت پيش آوردند و نزد ياران خود رفته گفتند رئيسنا اليوم الاصلع [١] رئيس ما امروز اصلع است مراد امير المؤمنين سلام اللَّه عليه بود و بر اين سخن بسيار بخنديدند و هنوز آن حضرت عليه السّلام بمسجد رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نرسيده بود كه جبرئيل عليه السّلام آمد
[١] در كشاف و مجمع (رأينا اليوم الاصلع) ميباشد.