تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٨ - سوره المطففين(٨٣) آيات ٣٠ تا ٣٦
و اين آيتها آورد كه منافقان نامه سياه بر مؤمنان ميخندند و بچشم و ابرو غمز مىكنند.
(٣١)- وَ إِذَا انْقَلَبُوا و چون باز مىگردند إِلى أَهْلِهِمُ بسوى كسان خود انْقَلَبُوا باز مىگردند فَكِهِينَ در حالتى كه شادمان و متلذذاند بدانچه كردهاند و گفته، و حفص فَكِهِينَ خوانده كه مبالغه فاكهين است، و نيز صاحب طبرسى آورده كه حاكم ابو القاسم حسكانى ره در كتاب شواهد التنزيل لقواعد التفضيل باسناد خود از ابو صالح نقل كرده كه ابن عباس فرمود كه (ان الذين أجرموا منافقو قريش و الذين آمنوا على بن ابى طالب و اصحابه) سعيد بن ابو سعيد بلخى نيز كه يكى از روات اهل سنت است از پدر خود روايت كرده باسناد از ابن عباس كه مراد از الَّذِينَ أَجْرَمُوا جماعت بنى اميه بودند زيرا كه چون على بن ابى طالب عليه السّلام با جمعى از اصحاب خود بر آن جماعت ميگذشت بچشم و ابرو اشاره بعلى بن ابى طالب ميكردند و تغامز از ايشان بظهور ميرسيد مراد از الَّذِينَ آمَنُوا حضرت على بن ابى طالب است و خواص او و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شاه اولياء را و آنان كه با او بودند بشارت داد و فرمود كه
انكم منتظرون إليهم و هم يعذبون فى النار
زود باشد كه شما در ايشان نگريد و ايشان در آتش دوزخ معذب باشند و در تفسير مقاتل كه يكى از اعاظم اهل سنت است چنين مذكور است كه
(ان على بن ابى طالب انطلق فى نفر الى النبى صلّى اللَّه عليه و آله فسخر منهم المنافقون و ضحكوا و قالوا ان هؤلاء لضالون يعنى يأتون محمّدا صلّى اللَّه عليه و آله و يرون أنهم على شيء فنزلت هذه الآية قبل ان يصل علىّ و من معه الى النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم)
يعنى مقاتل كه از اهل سنت است در تفسير خود روايت كرده كه روزى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام با جماعتى از اصحاب بملازمت حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله ميرفتند اتفاقا در راه بجماعت مستهزيان و منافقان رسيدند و آن طائفه دريافتند كه على بن ابى طالب با جماعت خود متوجه آستانه حضرت نبويه است آغاز خنده و استهزاء كردند و از روى سفاهت زبان بكلمات ناپسنديده بگشودند چون شاه ولايت پناه به مجلس منور حضرت رسيد اين آيه را بر شاه اولياء خواند و آن سرور دين را از اين حال شاد و خرم گردانيد و رفعت قدر آن سلطان ولايت را عند اللَّه بر او منكشف ساخت و نيز حق سبحانه در صفت اهل كفر و نفاق ميفرمايد كه:
(٣٢)- وَ إِذا رَأَوْهُمْ و چون ببينند كافران و منافقان مؤمنان را قالُوا گويند بيكديگر إِنَّ هؤُلاءِ بدرستى كه اينگروه كه تابع محمّدند لَضالُّونَ هر آينه گمراهانند، (٣٣)- وَ ما أُرْسِلُوا و حال آنكه فرستاده نشدهاند اهل كفر و نفاق عَلَيْهِمْ بر مؤمنان حافِظِينَ نگهبانان تا گواهى دهند بر ضلالت و هدايت ايشان، اين تهكمست بر ايشان، و بعضى گويند كه اين نيز از جمله قول كفار است يعنى كفار از روى انكار مىگفتند كه اتباع محمّد گمراهند و فرستاده نشدهاند بر ايشان در حالتى كه نگهبانان ايشان باشند و ايشان را از شرك باز دارند و بدين ديگر