تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧٦ - سوره المطففين(٨٣) آيات ١ تا ٩
يعنى از ايشان براى خود يَسْتَوْفُونَ تمام مىستانند بكيل ابدال (من) به (على) بجهت دلالت است بر آنكه اكتيال ايشان موجب ضرر است بر مردمان، و مىتواند بود كه جار و مجرور متعلق به يَسْتَوْفُونَ باشد و تقديم آن بر فعل بجهت افاده خصوصيت باشد اى يستوفون على الناس خاصة فأما أنفسهم فيستوفون لها يعنى استيفاي ايشان متضمن ضرر و نقص است بر مردمان خاصة اما مثمر نفع و مزيت است براى خودشان.
(٣)- وَ إِذا كالُوهُمْ و چون مىپيمايند براى مردمان أَوْ وَزَنُوهُمْ يا مىسنجند براى ايشان حقوق ايشان را يُخْسِرُونَ زيان مىرسانند بديشان و مىكاهانند آن را، اصل كلام كالوا لهم أو و زنوا لهم بود حذف جار كردند و ايصال فعل بضمير كقولهم (و لقد جنيتك أكمؤا و عساقلا) أى جنيت لك، يا آنكه كلام بر حذف مضاف باشد و اقامت مضاف اليه در مقام آن اى كالوا مكيلهم أو وزنوا موزونهم، و صحيح نيست كه ضمير ثانى مرفوع باشد راجع به لِلْمُطَفِّفِينَ بجهت آنكه مستلزم فساد نظم كلامست زيرا كه معنى مراد آنست كه اذا اخذوا من الناس استوفوا و اذا اعطوهم اخسروا، و اگر ضمير مرفوع باشد مفيد اين معنى خواهد بود كه اذا أخذوا من الناس استوفوا و إذا تولوا الكيل أو الوزن هم على الخصوص اخسروا و اين كلام متنافر است چه مقصود بيان اختلاف ايشانست در أخذ و دفع نه در مباشرت و عدم آن، و لهذا در مصاحف اثبات الف نكردهاند بعد از واو ضمير و رسم الخط نشده و ترك (أو اتزنوا) تا مقابل أَوْ وَزَنُوهُمْ باشد مانند (أو اكتالوا) كه مقابل (كالوا) است بجهت آنست كه اهل تطفيف أخذ مكيل و موزون نمى- كردند الا بمكائيل نه موازين بجهت تمكن ايشان باكتيال از استيفاء و سرقت چه ميكال را مىجنبانيدند و مىلرزانيدند تا بيشتر بگيرد و در پر كردن آن حيله مىكردند و چون ميدادند كيل و وزن آن مىنمودند بجهت تمكن ايشان از بخس در هر دو نوع، و در آثار آمده كه أهل مدينه همه تاجر بودند و هيچكدام اين صفت خبيثه و شيوه ذميمه را از دست نمىدادند و معاملات را بطريق قمار نام نهاده بودند چون منابذه و ملامسه و مخاطره و غير آن، چون اين سوره نازل شد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بميان بازار آمد و بر ايشان خواند و بعد از آن فرمود
خمس بخمس
پنج خصلت ذميمه است كه مقارن پنج مصيبت و بليت است گفتند يا رسول اللَّه (ما خمس بخمس) فرمود
ما نقض قوم العهد الا سلط اللَّه عليهم عدوّهم، و ما حكموا بغير ما أنزل اللَّه إلا فشا فيهم الفقر، و ما ظهرت فيهم الفاحشة، إلا فشا فيهم الموت، و لا طففوا الكيل إلا منعوا النبات و أخذوا بالسنين و لا منعوا الزكاة إلا حبس عنهم القطر
هيچ گروهى نباشند كه نقض عهد كنند و وفا بآن ننمايند مگر كه خداى تعالى دشمن را بر ايشان مسلط گرداند و هيچ گروهى نباشند كه حكم