تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧٧ - سوره المطففين(٨٣) آيات ١ تا ٩
كنند بغير آنچه خداى نازل گردانيده مگر كه درويشى در ميان ايشان آشكارا شود [١] و هيچ جماعتى نباشند كه در ميان ايشان فاحشه و نابايست پيدا شود مگر كه مرگ در ميان ايشان پيدا شود و هيچ فرقهاى نباشند كه به كم سنجيدن و كم پيمودن عادت كنند مگر كه ايشان را از نباتات و اقوات محروم سازند و بقحط و غلا مؤاخذ گردانند و هيچ گروهى نباشند كه منع زكاة كنند و آن را بمستحقان نرسانند مگر كه باران را از ايشان باز دارند، و در خبر است كه چون امير المؤمنين عليه السّلام از حكومت فارغ شدى ببازار كوفه در آمدى و گفتى يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ و أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ اى مردمان از خدا بترسيد وكيل و وزن را تمام پيماييد و طريق عدل را در آن مرعى داريد و چيزهاى موزون و مكيل را بمردمان كم مدهيد و در زمين فساد و تباهى مكنيد، روزى در بازار مردى را ديد كه زعفران مىكشيد و آن كفه ترازو كه زعفران بود مىچربانيد دانست كه ترازوى وى راست نيست زعفران را از كفه بريخت فرمود
أقم الوزن بالقسط ثم ارجح بعد ذلك ما شئت
اول ترازو را راست كن بعدل و بعد از آن اگر خواهى چرب بسنج، و مرويست از حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه هر كه در كيل و وزن خيانت كند فردا او را بقعر دوزخ در آورند و او را در ميان دو كوه آتش جاى دهند و گويند كه كيل و وزن اين كوهها كن و او هميشه باين عمل مشغول باشد، و مالك دينار گويد كه مرا همسايهاى بود بيمار شد و بعيادت او رفتم در نزع بود و بانك مىكرد كه دو كوه آتش قصد من ميكند من گفتم اى مرد اين محض خيالست كه ترا مىنمايد گفت اين نه چنين است بلكه حقست زيرا كه مراد و مكيال بود يكى ناقص و يكى زايد بناقص مىدادم و بزايد مىگرفتم
[١] آفريدگار حكيم بمقتضاى حكمت بالغه خود براى كليه اعمال و افعال ما علاوه بر جزا و پاداش اخروى نتايج و آثارى نيز بر آن اعمال مترتب و متفرع نموده كه تعبير از آنها بمكافات ميشود و بعبارة اخرى از براى عموم افعال و اعمال آثار وضعيهاى هست كه خواهى نخواهى بعاملين و مرتكبين آن اعمال ميرسد (ان خيرا فخير و إن شرا فشر) و اين معنى نه تنها مقتضى رغبت مردم بكردارهاى نيك و اعمال صالحه و انزجار اينان از سيئات و معاصى خواهد شد بلكه بايد اعتراف كرد كه دليليست محكم بر حقانيت دين مبين اسلام و برهانيست قوى بر آنكه حضرت ختمى مرتبت صلى اللَّه عليه و آله و ائمه طاهرين عليهم السلام مؤيد من عند اللَّه و مظاهر علم الهى بودند چه آنكه پاره از آيات قرآن و كثيرى از احاديث و روايات علاوه بر آنكه نتائج وخيمه و آثار سوء اعمال سيئه را بيان ميكند مشتمل بر اخبار از مغيبات نيز هست يعنى در آن زمان خبر از احوال و اطوار و رفتار و اوضاع زندگانى مردم اين زمان و هم اعصار آينده دادهاند و آثار و نتائج اعمال نيك و بد آنان را پيش بينى كرده و دو هزار و اندى سال قبل خبر دادهاند تا مردم از آثار نيك و بد اعمال آگاه كردند و از اعمال ناشايسته احتراز كنند و پوشيده نماند: كه عبارات اين اخبار و روايات مختلف است پس در بعض روايات بدينگونه تعبير شده كه
خمس بخمس
مانند همين حديث نبوى صلى اللَّه عليه و آله كه مرحوم مؤلف ذكر نموده و در بسيارى از روايات بعنوان شرط و جزاء تعبير فرمودهاند مثل حديثى كه علامه مجلسى (ره) در بحار نقل نموده: كه قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: إذا كثر الزنا بعدى كثرت موت الفجأة و إذا طففت المكيال أخذهم اللَّه بالسنين و النقص و إذا منعوا الزكاة منعت الارض بركاتها من الزرع و الثمار و المعادن و إذا جاروا فى الحكم تعاونوا على الظلم و العدوان و إذا نقضوا العهود سلط اللَّه عليهم عدوهم و إذا قطعوا الارحام جعلت الاموال فى أيدى الاشرار و إذا لم يأمروا بالمعروف و لم ينهوا عن المنكر و لم يتبعوا الاخيار من أهل بيتى سلط اللَّه عليهم أشرارهم فيدعو عند ذلك خيارهم فلا يستجاب لهم