تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٣ - سوره المرسلات(٧٧) آيات ٤٠ تا ٥٠
بدرستى كه شما مشركانيد.
(٤٧)- وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ واى در اينروز لِلْمُكَذِّبِينَ مر تكذيب كنندگان را است كه تكذيب عذاب اليم كرده باشند، خطاب زبانيه با اهل نار باين گفتار در آن روز بجهت تذكير باشد مر ايشان را بحال سمع ايشان در دنيا و بآنچه كردند بر نفسهاى خود از ايثار متاع قليل بر نعيم مقيم جليل و معنى مراد از اين آنست كه زبانيه كفار را گويند كه شما سزاوار آن بوديد كه در دنيا به اين خطاب مخاطب شويد و ظاهر آنست كه اينكلام مستأنف باشد خطاب بمكذبان در دنيا و معنى اينكه اى كسانى كه بر زخارف دنيا مغرور شدهايد و بجمع حطام دنيا مشغوليد و پشت بآخرت آوردهايد از دنيا برخوردار باشيد زمانى اندك كه شما كافرانيد و مال اندك و عمر كوتاه زود بآخر رسد و ببلاى آخرت هر چند زودتر گرفتار شويد، كلمه عذاب در آن روز تكذيب كنندگانراست كه نفسهاى خود را هدف عذاب باقى گردانند بسبب تمتع از متاع قليل فانى.
(٤٨)- وَ إِذا قِيلَ و چون گفته شود لَهُمُ ارْكَعُوا مر ايشان را كه نماز گذاريد لا يَرْكَعُونَ نماز نگذارند، مراد بركوع اسلامست و تسميه آن بركوع بجهت آنست كه نماز ركن اعظم اسلامست بعد از شهادتين، پس معنى آنست كه چون كفار مأمور شوند باسلام آوردن اسلام نياورند و امتثال ننمايند، و گويند كه معنى آنست كه چون گفته شود مر ايشان را كه متخاشع و متواضع باشيد مر خداى را بقبول وحى و اتباع دين او و ترك استكبار و نخوت ايشان خشوع ننمايند و قبول اين امر نكنند و بر استكبار خود مصر شوند، و در خبر آمده كه
ما كان على العرب أشد من الركوع و السجود
از مقاتل مروى است كه اين آيه در شأن ثقيف نازل شد وقتى كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ايشان را بنماز امر فرمود ايشان گفتند (لا ننحني فانها سبة علينا) منحنى نميشويم كه اين بر ما عار است و نكوهيده آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه
لا خير فى دين ليس فيه ركوع و لا سجود
از ابن عباس نقلست كه اينروز روز قيامت است كه مردمان را بسجود خوانند و ايشان توانايى نداشته باشند كه سجده كنند.
(٤٩)- وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ نفرين در اينروز لِلْمُكَذِّبِينَ مر دروغگويانراست كه اسلام را قبول ندارند و بشرف ايمان نميرسند.
(٥٠)- فَبِأَيِّ حَدِيثٍ پس بكدام سخن بَعْدَهُ پس از قرآن يُؤْمِنُونَ [١]
[١] در معنى ضمير (من بعده) و مرجع آن دو وجه محتملست يكى آنكه مرجع آن معناى مفهوم از آيات سابقه باشد (اى فبأى حديث بعد ما حدثك به القرآن يؤمنون) پس معنى آيه چنين ميشود كه آنچه