تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٨ - سوره النازعات(٧٩) آيات ٤٠ تا ٤٦
تبيين نمودن از براى ايشان يعنى علم قيامت بتو تعلقى ندارد و ترا در آن دخلى نيست.
(٤٤)- إِلى رَبِّكَ بسوى پروردگارتست مُنْتَهاها موضع نهايت علم قيامت نه غير او يعنى غايت دانستن آن باو راجعست و هيچكس ديگر بر آن آگاه نيست، از عايشه مروى است كه كفار قريش از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم علم بوقوع قيامت اقتراح مينمودند و حضرت نبوى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بجهت اين پيوسته ذكر قيامت ميكرد و آن را از حق سبحانه سؤال مينمود، حقتعالى وحى فرمود كه اى محمّد تو از دانستن قيامت بر چه چيزى يعنى آن حق تو نيست از آن سؤال مكن، پس استفهام از براى تعجب است از كثرت ذكر آن كانه قيل فى اى شغل و اهتمام انت من ذكريها و السؤال عنها و خلاصه معنى آنست كه مردمان ميپرسند ترا از وقوع قيامت و تو بجهت حريص بودن در جواب ايشان پيوسته ذكر آن ميكنى و حال آنكه اين علم از علوم خاصه منست و سزاوار نيست كه هيچكس را بر آن مطلع سازم و گويند فيم انكار است مر سؤال ايشان را اى فيم هذا السؤال اين سؤال ايشان چراست و بعد از آن بر سبيل استيناف فرموده كه تو از ياد كردن آنى يعنى از جمله علامات و اشراط آنى چه تو خاتم پيغمبرانى و ارسال تو بايشان ذكرى است از ذكر قيامت و علامتى است از علامات آن و حينئذ همين دليل كافى است ايشان را بر دنوّ و مشارفت آن و وجوب استعداد ايشان براى آن و هيچ فائدهاى مترتب نميشود بر سؤال كردن از آن پس بجهت قطع طمع مردمان از اين علم ميفرمايد كه:
(٤٥)- إِنَّما أَنْتَ جز اين نيست كه تو مُنْذِرُ مَنْ يَخْشاها بيم كنندهاى آن كسى را كه بترسد از قيامت يعنى تو مبعوث نشدهاى بر آنكه وقت قيامت را اعلام ايشان نمايى چه هيچ فايده در ضمن آن نيست بلكه جز اين نيست كه مبعوث شدهاى بر ايشان به اينكه انذار ايشان كنى از اهوال آن تا از آن بترسند و مستعد آن شوند.
(٤٦)- كَأَنَّهُمْ گوئيا كفار مكه يَوْمَ يَرَوْنَها روزى كه ببينند قيامت را كه از آمدن آن ميپرسند لَمْ يَلْبَثُوا درنك نكردهاند در دنيا يا در قبر إِلَّا عَشِيَّةً مگر شبانگاه روزى أَوْ ضُحاها با چاشت آن روز كه عشيه آن مذكور شد [١] يعنى از هول آن روز مدت زندگانى خود را فراموش كنند و چنان پندارند نبودند كه در دنيا مگر شبانگاه يا چاشتگاهى، اضافه ضحى به عشيه بجهت آنست كه عشيه و ضحى هر دو از يك روزند، فايده اين اضافه آنست كه تا دلالت كند
[١] توضيح اين عبارت آنست كه مرجع ضمير أَوْ ضُحاها عَشِيَّةً ميباشد و معنى عشية بعد از ظهر و معنى ضحى قبل از ظهر است و چون مراد در اين آيه شريفه دو طرف يك روز است پس بدين مناسبت و ملابست صحيح است اضافه ضحى بضمير راجع بعشيه و بعض مفسرين احتمال داده كه تنوين عشية بدل از مضاف اليه باشد (اى عشية يوم او ضحيها) و بنا بر اين احتمال نيز ضمير راجع بعشية خواهد بود تا دلالت كند بر آنكه مراد عشية و ضحاى يك روز است.