تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٨ - سوره الشمس(٩١) آيات ١ تا ٩
امام حسن عسكرى عليه السّلام مذكور است كه
انه روى عن ابى بصير عن ابى عبد اللَّه الحسين عليه السّلام انه قال المراد بالشمس النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و بالقمر على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه
يعنى مراد بآفتاب حضرت رسالتست كه لمعات نور هدايت او تمام عالم را منور ساخته و مراد بقمر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است كه كسب نور از آن حضرت نموده و من جميع الوجوه تالى و تابع او شد. و نيز مرويست از موافق و مخالف كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه
انا كالشمس و على كالقمر.
(٣)- وَ النَّهارِ و سوگند بروز إِذا جَلَّاها چون جلا دهد و ظاهر و روشن گرداند آفتاب را در وقت انبساط خود چه آفتاب در اينوقت نيك منجلى ميشود و بنهايت انجلا ميرسد و جرم آن ظهور و بروز تمام مييابد، و گويند ضمير راجعست بدنيا يا ارض يا ظلمات يعنى چون روشن سازد دنيا يا زمين را يا بزدايد ظلمت را، و بنا بر اينوجوه اخيره عدم ذكر مرجع بجهت ظهور علم است.
(٤)- وَ اللَّيْلِ و سوگند بشب إِذا يَغْشاها چون بپوشاند آفتاب را يعنى روشنى او را مستور سازد پا پوشيده گرداند و فرو گيرد آفاق عالم را و يا زمين را و حينئذ كنايه غير مذكوره بر طريق سابقست، و بدانكه و او قسم مستلزم طرح فعل قسم است و عدم ابراز بآن در استعمال بخلاف (باء) چه بآن ابراز فعل و اضمار آن هر دو جايز است پس و او مذكوره قائم مقام فعل و (باء) باشد و ساد مسد هر دو و واوات عاطفه مذكوره چون كه نايب مناب اين و اواند صلاحيت آن دارند كه عوامل واقع شوند و عمل فعل و حرف جر كنند معا مانند ضرب زيد عمرا و بكر خالدا كه و او در اينجا هم رافعست و هم ناصب بجهت آنكه قايم مقام ضربست كه عامل هر دو است بدون عطف بر دو عامل مختلف بناء على ذلك اشكالى در نصب إِذا لازم نيايد و نرسد كسى را كه گويد واوات مذكوره خالى از آن نيست كه واوات عاطفهاند كه منصوب و مجرور كردهاند پس آن از قبيل عطف باشد بر معمولين دو عامل مختلف مانند مررت امس بزيد و اليوم عمرو و يا واوات قسميهاند و اين مستكره است باتفاق خليل و سيبويه زيرا كه محتاجند بحرف عطف.
(٥)- وَ السَّماءِ و سوگند بآسمان وَ ما بَناها و كسى كه او را بنا كرد بقدرت تامه خود، ايثار ما بر (من) بجهت اراده معنى وصفيه است كانه قيل و السماء و الشيء القادر العظيم الذى بناها و چون بناى آن دال است بر او سبحانه و كمال قدرت او از اين جهت است كه آن را بذكر مخصوص ساخته چه مشعر بر معنى وصفيت است و فى كلامهم سبحان ما سخر كن لنا و سبحان ما سبحت له اى من سخر و من سبحت و مثل قول مذكور است در معنى وصفيت و دلالت قوله:
(٦)- وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها.