تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٦ - سورة الشمس
او كه آن ارتكابست بطاعت و اجتناب از معصيت.
(١٨)- أُولئِكَ آن گروه مؤمنان كه بصبر و مرحمت يكديگر را وصيت ميكنند أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ياران دست راستاند كه از جانب يمين عرش به بهشت در آيند، يا خداوندان يمن و بركتاند.
(١٩)- وَ الَّذِينَ كَفَرُوا و آنان كه نگرويدهاند بِآياتِنا بنشانهاى ما يعنى بدلايلى كه نصب كردهايم بر حق از كتاب و حجت هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ ايشانند اصحاب دست چپ كه ايشان را از جانب شمال عرش بدوزخ ميبرند و يا ايشان اهل شآمت و نكبتاند، تكرير ذكر مؤمنان باسم اشاره و كفار بضمير بجهت شأنست و مبالغه.
(٢٠)- عَلَيْهِمْ بر ايشان است در دوزخ نارٌ مُؤْصَدَةٌ آتشى پوشيده و اين مأخوذ است از أوصدت الباب اذا أطبقته و أغلقته، و حفص بهمزه خوانده مأخوذ از آصدته كه همان بمعنى أطبقته است مراد آنست كه جاى را حتى از براى ايشان نباشد كه در آن در آيند و نه درى كه بيرون آيند پس بالكليه نااميد باشند از راحت و آسايش و دايم عذاب آتش دوزخ بر ايشان محيط باشد و ايشان ابدا معذب باشند به نيرانى كه باطراف و جوانب ايشان در آمده باشد و سران دركهاى كه در آنجا معذب باشند بپوشند بطبقى و آن را مضبوط سازند كه نه ريحى كه موجب روح و راحت ايشان باشد در آن در آيد و نه دودى از آن بيرون آيد پس بالكليه نااميد باشند از راحت و آسايش و دايم معذب بنيران.
سورة الشمس
مكيست و عدد آيات آن شانزده است بعدد مكى و مدنى الاول، و پانزده آيه نزد غير ايشان و اختلاف آن در آيه فَعَقَرُوها است كه مكى و مدنى الاول است.
ابى بن كعب از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه هر كس اين سوره را قرائت كند ثواب او چون ثواب كسى است كه هر چه شعاع ماه و آفتاب بر او ميتابد در راه خير تصدق كرده باشد، و معوية بن عمار از ابو عبد اللَّه عليه السّلام روايت كرده كه هر كه سوره و الشمس و الليل و الضحى و الم نشرح بسيار خواند در روز يا در شب هيچ چيز نزد او حاضر نباشد الا كه در روز قيامت براى وى گواهى دهد از موى و پوست و گوشت و عروق و اعصاب و عظام وى و جميع آنچه زمين آن را برداشته از او و حق سبحانه گويد كه قبول كردم شهادت شما را از براى بنده خود و او را از آتش دوزخ امان دادم ببريد او را ببهشتهاى من تا هر بهشتى كه خود اختيار كند او را بدهيد بىمنتى از من بلكه بمحض فضل و رحمت