تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٨ - سوره الإنسان(٧٦) آيات ٢٠ تا ٣١
حق سبحانه آن را در قرآن ياد كرده و مؤمنان را وعده داده كه در بهشت جام خمر ممزوج بزنجبيل بهشت بياشامند، و قوله:
(١٨)- عَيْناً فِيها بدل زنجبيل است يعنى خمرى آميخته باب چشمه بهشت كه بطعم زنجبيل باشد تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا نام نهاده شده بسلسبيل بجهت سلاست آن در حلق يعنى آسان بگلو رود و زود گوارنده شود، يا منقاد بهشتيان بود و روان شود هر جا كه آرزو كنند يقال شراب سلسال و سلسل، و سلسبيل و باء در آن مزيد است بجهت مبالغه در زيادتى سلاست، و گويند مراد آنست كه آن بطعم و خاصيت زنجبيل باشد بدون لذع و تنغيص بلكه بنقيض آن موصوف باشد كه آن سلاست است، و گويند اصل سلسبيل سل سبيلا بوده يعني روان شود و رود چه شرب آن نكند مگر آن كسى كه بسبب عمل صالح او را گويند كه روان شو بجانب آن چشمه پس تسميه آن از قبيل تأبّط شرّا باشد.
(١٩)- وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ و طواف كنند برابر او وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ پسران جاويد مانده بر حال طفوليت كه بگردش روزگار از آن حالت بحالت ديگر نروند يا با گوشوار و بنا بر اين معنى مشتق است از خلده كه بمعنى گوشواره است.
إِذا رَأَيْتَهُمْ چون به بينى ايشان را اى بيننده حَسِبْتَهُمْ پندارى ايشان را در صفاى لون و درخشندگى چهره ايشان و انعكاس شعاع بعضي از ايشان ببعضى لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً مرواريد افشانده شده يعنى تر و تازه و نورانى كه هنوز دست كسى بدان نارسيده باشد و در رونق و آبدارى آن قصورى پيدا نشده باشد، و گويند وصف ايشان بانتثار بجهت آنست كه براى خدمت در بهشت پراكنده باشند و هر يك براى امرى متردد (٢٠)-
وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَ و چون ببينى آنجا يعنى در بهشت، مفعول رَأَيْتَ نه ملفوظ است و نه مقدر بجهت افاده شيوع و عموم اى بصرك أينما وقع، و بعضى گفتهاند كه مفعول محذوف است
اكواب و قوارير و سندس و استبرق و امثال ذلك بر معانى حقايق مجهوله و اين مخالف آئين فصاحت و بلاغت است و بر خلاف لطف و حكمت پروردگار و منافى ظواهر آيات و رواياتست و اما گفتار ابن عباس پس ممكن است حمل بر معنى مذكور بدين تقرير كه محتملست مقصود وى آن باشد كه نعمتها و لذائذ بهشتى بر وجهى كه حق تعالى نامبرده و توصيف فرموده از حيث اوصاف و خواص در دنيا مانند آنها نيست و چون هر نعمتى در عالم بهشت داراى كمال و لطافت است و از عيب و نقص و كثافت خالى و مبراست بر خلاف نعم دنيويه پس توان گفت نعمت حقيقى و كامل همانست كه در بهشت است و آنچه در دنيا بدان اسم ناميده ميشود بمنزله صورتيست از آن حقيقت و اسميست از آن معنى.