تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٠ - سوره المرسلات(٧٧) آيات ٣٠ تا ٣٩
دماغ و غضبيه كه در يمين قلبست و شهويه كه در يسار آنست و لهذا در روايت واقع شده كه
الظل هو دخان جهنم له ثلاث شعب تحيط بالكافر شعبة تكون فوقه و شعبة عن يمينه و شعبة عن يساره
مراد بسايه دود دوزخ است كه سه شعبه شود و كافر را احاطه نمايد، شعبهاى بر بالاى سر او باشد و شعبهاى از يمين و شعبهاى از يسار پس هر كه خواهد كه فردا از اين دخان كه ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ اشاره بآنست ايمن گردد امروز بنور عقل متمسك شده از تيرگى صفت بهيمى و سبعى بگذرد [١] و تهذيب اخلاق نموده از معاصى اجتناب نمايد و پيوسته بطاعت و عبادت مشغول شود، و در معالم آورده كه گردى بزرگ از دوزخ بيرون آيد و از او سه شعبه منشعب گردد يكى نور و آن بر سر مؤمنان سايه افكند و يكى دخان و آن بر سر منافقان متوقف گردد و يكى زبانه خالص و آن بالاى كافران بايستد، و در كشاف و طبرسى مذكور است كه يخرج لسان من النار فيحيط بالكفار كالسرادق و ينشعب من دخانها ثلاث شعب فيظلهم حتى يفرغ من حسابهم و المؤمنون فى ظل العرش زبانهاى از آتش بيرون آيد و همه كفار را احاطه نمايد مانند سراپردها كما قال أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها و بسه شعبه گردد پس سايه افكند بر- ايشان تا آنكه از حساب فارغ شوند و مؤمنان در زير سايه عرش بايستند و چون ظل محتمل باد است كه از مهب لطف رحمت هبوب مينمايد و ظل حار مشوب بشراره نار كه از باديه قهر و نقمت بر ميخيزد پس از جهت دفع توهم آنكه مراد ظل اول باشد مىفرمايد كه:
(٣١)- لا ظَلِيلٍ نه سايه خنك و دايم كه در او راحت باشد وَ لا يُغْنِي و دفع نكند از كفار مِنَ اللَّهَبِ از حرارت زبانه آتش چيزى را پس اينكلام متضمن تهكم است بكفار ورد توهم آن كه ظل ايشان مانند ظل اهل ايمان باشد.
(٣٢)- إِنَّها بدرستى كه دوزخ تَرْمِي مياندازد بِشَرَرٍ شرارها و جمرهاى آتش را هر شرارهاى از آن كَالْقَصْرِ مانند كوشك عظيم، بعضى گفتهاند كه قصر جمع قصره است كه بمعنى شجره غليظه است يعنى آن شررها مانند درختان سطبر تناور باشند.
(٣٢)- كَأَنَّهُ گوئيا كه آن شرر جِمالَتٌ صُفْرٌ شتران زردند برنگ آتش، تذكير
الذى هو صفة القلب فان القلب لكونه مدار الاعضاء و القوى إذا فسد فسد اللسان و سائر الاركان فالتكذيب ظلمة باطنة المقلب ضوعفت بظلمة ترك الاقرار و العمل فلما تضاعفت الظلمات الباطنة فى الدنيا تضاعفت الظلمات الظاهرة فى الاخرة لان لكل عمل و صفة صورة شخصية جسدانيه يوم القيامة.
[١] در تفسير كاشفى پس از اين عبارت اين رباعى را ذكر نموده:
|
ز تاريكى خشم و شهوت حذر كن |
كه از دود آن چشم دل تيره گردد |
|