تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٠ - سوره الضحى(٩٣) آيات ١ تا ١١
مراد رب الضحى است:
(٢)- وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى و سوگند بشب آن گاه كه بيارامد تاريكى او، يا ساكن شوند اهل آن و اصوات ايشان در آن، و اين مأخوذ است از سجى البحر سجوا اذا سكنت أمواجه، و تقديم ليل در سوره متقدمه باعتبار اصل است و تقديم نهار در اين سوره باعتبار شرف سيد عالم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و گويند كه اين قسم است بشب معراج، و صاحب كشف الاسرار آورده كه مراد از روز و شب كشف و حجابست كه شاهد نسيم لطف و سموم قهر است و علامت انوار جمال و آثار جلال يا اشارتست بروشنى روى حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و كنايه از سياهى موى وى آوردهاند كه چون سيد عالم صلّى اللَّه عليه و آله كه در مبدء حال اظهار دعوت كرد و مردمان را بدين اسلام خواند اهل مكه رسولى بمدينه فرستادند كه شخصى در ميان ما پديد آمده است اسم وى محمّد بن عبد اللَّه و در كمال عقل و فطانتست و بحسب و نسب از همه در پيش و حسن خلق و خلق او بنهايت مرتبه رسيده و ليكن دعوى دينى ميكند كه آباى ما بر آن دين نبودهاند و مردمان را بر آن ميخواند و ما جماعتى هستيم امى حقيت و بطلان آن بر ما مشتبه است و شما كتابها خواندهايد و حقيقت احوال او را دانستهايد ما را خبر دهيد كه در هيچ كتاب نام و نشان وى هست شايد كه آن مرد موعود اين شخص باشد ايشان جواب فرستادند كه ما در جميع كتابهاى خود نام نبى امى مكرر ديدهايم و خواندهايم و پيغمبران سابق بوجود او خبر دادهاند و اكنون وقت ظهور ويست وى را بسه مسئله تجربه كنيد يكى قصه اصحاب كهف دوم حكايت ذو القرنين سوم حقيقت روح اگر اين هر سه را جوابدهد يا هيچكدام را جواب ندهد وى رسول خدا نيست و اگر دو را جوابدهد و يكى را ندهد رسول خداست و آنچه ميگويد حق و صدقست و او است كه در كتب موصوف و منعوتست چون رسول آن پيغام را باهل مكه آورد اشراف ايشان برخاستند و نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آمدند و آن سه مسئله را از او سؤال كردند آن حضرت فرمود إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ من آدمم مانند شما تا وحى بمن نيايد علم بچيزى پيدا نميكنم امروز برويد و فردا بيائيد تا بطريق وحى آن را معلوم كنم و جواب شما بگويم و بجهت آنكه كلمه مشيت كه انشاء اللَّه است در عقب آن ذكر نفرموده پانزده يا دوازده و بروايتى ديگر چهل روز وحى بوى نيامد [١] آن حضرت دلتنگ شد و كفار زبان تعرض دراز كرده گفتند: إن محمّدا و دعه ربه و قلاه خدا محمّد را واگذاشت و او را دشمن گرفت
[١] آيه كريمه ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى مشعر است بر آنكه نسبت برسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله بعضى بد گمان شده ميگفتند: پروردگار او از وى بريده و او را دشمن گرفته است و منشأ اين پندار و گفتار ناروا بنا بر مضمون پارهاى از روايات تأخير در نزول وحى بوده و اما علت واقعى تأخير وحى پس از آيه شريفه چيزى مستفاد نميگردد و بدين روايات ضعيفهاى كه در تفاسير مذكور است و علل و موجباتى براى تأخير وحى بيان كرده هم اعتمادى نيست بلكه پارهاى از اين روايات مخالف مبانى و اصول فرقه حقه اماميه است.