تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٥ - سوره الغاشية(٨٨) آيات ١٠ تا ١٩
امعاء را پارهپاره كند كما قال وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ و بدانكه اين آيه منافات ندارد بآيه وَ لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ زيرا كه عذاب بانواع خواهد بود و معذبان در طبقات مختلفه پس بعضى از ايشان را اكل زقوم باشد و بعضى ديگر را اكل غسلين و جماعتى را اكل ضريع كما قال لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ آوردهاند كه چون ابو جهل و اتباع او اين آيه را بشنيدند گفتند محمّد ما را از چيزى ميترساند كه چون شتران ما آن را ميخورند سير مىگردند و فربه ميشوند و قوت پيدا ميكنند ما اگر آن را بخوريم نيز فربه و تناور شويم و اين را از روى تكذيب و تعنت مىگفتند چه ضريع را شتر بلكه هيچ دابه او را نميخورد پس حق سبحانه و تعالى تكذيب ايشان نموده كه:
(٧)- لا يُسْمِنُ فربه نميكند ضريع دوزخ كسى را وَ لا يُغْنِي و دفع نميكند مِنْ جُوعٍ هيچ گرسنگى را يعنى مقصود از طعام يكى از اين دو امر است و هيچكدام آنجا دست نخواهد داد و بعد از ذكر اهل نار وصف اصحاب جنت ميفرمايد بقوله:
(٨)- وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ رويهاى بهشتيان در آن روز ناعِمَةٌ تازه باشد و اثر نعمت در او پيدا و صاحب بهجت و سرور كقوله تعالى تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ يا ارباب وجوه متنعم و مرفه باشند از انواع لذات.
(٩)- لِسَعْيِها مر عمل خود را راضِيَةٌ پسند كننده يعنى عملى كه كرده باشند بآن راضى شوند در آن وقت كه جزا و ثواب آن را ببينند و بانواع كرامت برسند، مراد آن است كه چون نفع اعمال و جزاى عبادت ايشان بر ايشان ظاهر شود بآن راضى و خشنود شوند.
(١٠)-
فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ در بهشت بلند قدر باشند مرتفعة القصور و الدرجات چه علو جنت بر دو وجه است علو الشرف و الجلالة و علو المكان و المنزلة.
(١١)- لا تَسْمَعُ نشوند خداوندان وجوه يا نشنوى تو اى مخاطب فِيها در آن بهشت عالى لاغِيَةً لغو بيهوده يا كلمهاى يا نفسى كه صاحب لغو باشد كقولهم نابل و دارع اى ذو نبل و درع يعنى كلام بهشتيان همه ذكر و حكم باشد.
(١٢)- فِيها عَيْنٌ جارِيَةٌ در آن جنت چشمه آب روان باشد كه هرگز مقطوع نگردد عين جنس است و تنكير براى تعظيم است كقوله تعالى عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ يعنى عيون در غايت عظمت و كثرت بعضى از انگبين و بعضى از شير و بعضى از آب و انهار بر روى زمين بهشت گذرند بر وفق مراد اهل بهشت نه در اخدود و جداول و انهار.
(١٣)- فِيها سُرُرٌ در آنجا تختها باشد مَرْفُوعَةٌ رفيع القدر يا بلند برداشته تا مؤمن كه بر بالاى آن برآيد جميع نعم دائمى كه حق سبحانه باو كرامت فرموده باشد بنظر او در آيد