تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١١ - سوره البينة(٩٨) آيات ١ تا ٨
فرمود كه اگر مردمان بدانستندى آنچه در اين سوره است از فضيلت و مثوبت اهل و مال را رها كردندى و اين سوره را بياموختندى مردى از خزاعه گفت يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اين سوره چه فضيلت و خاصيت دارد فرمود هيچ منافقى هرگز اين سوره را نخواند و نه كسى كه در خدا شك داشته باشد و بخدا سوگند كه از آن زمان كه خداى زمين و آسمان را آفريده فرشتگان اين سوره را ميخوانند و در هيچ وقت فتورى در قرائت ايشان واقع نمىشود و هيچ بنده اين سوره را نخواند مگر كه او سبحانه فرشتگان را بفرستد تا محافظت وى كنند در دين و دنياى او و از براى وى طلب مغفرت و رحمت كنند و اگر در روز قرائت آن كند بعدد هر چه روشنى روز و تاريكى شب باو رسد او را ثواب دهند، مردى از قيس گفت جان من فداى تو باد ثواب قرائت سوره ديگر بيان فرماى فرمود كه عَمَّ يَتَساءَلُونَ و ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ و وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ و وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ را بدانيد كه اگر بدانيد فضيلت اين سورهها را از همه كارها معطل شويد و جميع اوقات خود را مصروف دانستن و خواندن اين سورهها كنيد و بوسيله آن مقرب درگاه الهى شويد و بتحقيق كه او سبحانه جميع گناهان قارى اين سوره را بيامرزد مگر شرك و بدانكه سوره تَبارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ در روز قيامت از جانب صاحب خود مجادله كند و طلب آمرزش او نماند، و ابو بكر حضرمى از حضرت ابى جعفر عليه السّلام روايت كند كه هر كه لَمْ يَكُنِ را تلاوت كند از شرك برى گردد و در دين محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ثابت و راسخ شود و در روز قيامت با صفت ايمان مبعوث شود و حساب او را آسان كنند.
و ببايد دانست كه چون حق سبحان در سورة القدر بيان فرمود كه قرآن حجت است در اين سوره بيان مىفرمايد كه كفارى كه قبل از نزول قرآن بودند در هيچ وقتى خالى از حجت نبودهاند و ميگويد كه.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اهل كتاب و مشركان پيش از آنكه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مبعوث شود گفتند كه ما باز نميايستيم از دين خود و ترك آن نميكنيم تا آنكه پيغمبر موعود كه در تورية و انجيل مكتوب است مبعوث گردد يعنى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله حق سبحانه از اين خير داد كه:
(١)- لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا نبودند آنان كه كافر شدند مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ از اهل تورية و انجيل يعنى يهود و نصارى كه ملحد شوند در صفات خدا وَ الْمُشْرِكِينَ و از شرك آرندگان كه عبده اصنام بودند [١] مُنْفَكِّينَ باز ايستادگان از كفر حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ تا
[١] لفظ كافر اطلاق ميشود بر كسى كه مؤمن بحضرت ختمى مرتبت صلى اللَّه عليه و آله نباشد خواه مشرك باشد و خواه يهودى و خواه نصرانى و در قرآن نيز اكثر بدين معنى آمده از آن جمله همين آيه شريفه زيرا