تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٢ - سوره القيامة(٧٥) آيات ١٠ تا ١٩
نداشته باشد، وصف انسان ببصارت مجاز است مانند وصف آيات بابصار در آيه فَلَمَّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً و قتيبى گفته كه چون جوارح قايم مقام نفس است در شهادت از اين جهت بصيرت كه صفت مؤنث است صفت انسان واقع شده حاصل كه آدمى بافعال خود دانا و بينا است.
(١٥)- وَ لَوْ أَلْقى و اگر چه القا كند مَعاذِيرَهُ عذرهاى خود را يعنى هر چند بر گناه عذر انگيزد و بدانچه در دفع آن مقدور باشد چاره انديشد هم او گواه خود خواهد بود و عذرهاى دروغ و حيلهاي باطل خود خواهد دانست و لهذا هر چند عذرها انگيزد از وى قبول نكنند كقوله تعالى لا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ و از جمله معاذير ايشان اين باشد كه آنچه كرده باشند حواله بديگرى كنند كه لَوْ لا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ در جواب اينكه أَ نَحْنُ صَدَدْناكُمْ عَنِ الْهُدى و ضحاك گفته كه معاذير بمعنى حجب و ستور است و واحد آن معذار است يعنى اگر در وقت معصيت پردهها فروگذارد و درها ببندد تا آن معصيت بر وى پوشيده بماند و تسميه آن بستور باعتبار آنست كه هم چنان كه معذرت مانند عقوبت مذنب است ستور مانع رؤيت محتجب است، بيضاوى آورده كه معاذير جمع معذر است كه بمعنى عذر است يا جمع معذرت بر غير قياس چون مناكير كه جمع منكر است چه قياس معاذر است نه معاذير، عياشى باسناد خود از محمّد بن مسلم آورده كه ابو عبد اللَّه عليه السّلام فرمود
ما يصنع احدكم أن يظهر حسنا و يسر سيئا أ ليس اذا رجع الى نفسه يعلم أنه ليس كذلك و اللَّه سبحانه يقول بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ إن السريرة اذا صلحت قويت العلانية
چيست كه يكى از شما اظهار حسنه مى- كند و اسرار سيئه آيا رجوع بنفس خود نميكند تا بداند كه آن نه چنان است كه پوشيده بماند و حق سبحانه ميفرمايد كه آدمى بر نفس خود دانا است و احوال خود ميداند بدرستى كه سريره چون باصلاح باشد علانيه او قوت گيرد؛ و از عمر بن يزيد نقلكردهاند كه ابو عبد اللَّه عليه السّلام اين آيه تلاوت فرمود و گفت چه ميشود آدمى را كه عذر ميآورد براى مردمان بر خلاف آنچه خداى ميداند از اعمال او بدرستى كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه هر كه سريره بفعل آورد حقتعالى آن را ظاهر سازد خواه نيك باشد و خواه بد؛ و زراره روايت كرده كه من از ابو عبد اللَّه سلام اللَّه عليه سؤال كردم (ما حد المرض الذى يفطر صاحبه) چيست حد مرضى كه موجب آن باشد كه صاحب آن افطار كند فرمود
بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ هو أعلم بما يطيق
او داناتر است بآنچه طاقت آن دارد و در روايت ديگر آمده كه
هو أعلم بنفسه ذاك اليه
او بنفس خود داناتر است و جواز و عدم جواز افطار راجع بنفس او است اگر در خود يابد كه عدم افطار موجب ضرر است افطار كند، از ابن عباس رضى اللَّه عنه مرويست كه چون جبرئيل عليه السّلام وحى بر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله