تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٣ - سوره البلد(٩٠) آيات ١٠ تا ٢٠
(١٢)- وَ ما أَدْراكَ و چه چيز دانا گردانيد ترا كه مَا الْعَقَبَةُ چيست عقبه يعنى تو نميدانى كنه صعوبت آن را بر نفس و كنه ثواب آن را نزد خداى اينجمله معترضه است ميان فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ و مفسر آن و هو قوله:
(١٣)- فَكُّ رَقَبَةٍ يعنى اقتحام عقبه رهانيدن گردنيست از بندگى او و تخليص آن از رقّ.
(١٤)- أَوْ إِطْعامٌ يا خورانيدن طعام فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ در روزى كه خداوند گرسنگى است يعنى در وقتى كه طعام بدشوارى يابد بخوراند.
(١٥)- يَتِيماً ذا مَقْرَبَةٍ بىپدرى را كه خداوند قرابت و خويشى است، يعنى آن يتيم خويش مطعم بوده باشد.
(١٦)- أَوْ مِسْكِيناً يا درويشى را كه ذا مَتْرَبَةٍ خداوند خاك نشستن بود يعنى پهلو بر خاك نهاده باشد و اين كنايتست از شدت احتياج و تنگدستى و درماندگى، و شبههاى نيست در آنكه فك رقبه و اطعام بر يتيم و مسكين در وقت تعسر طعام متضمن مجاهده نفس است و تحمل مشقت و شدت، و ببايد دانست كه چون فَلَا اقْتَحَمَ در تقدير اينست كه فلا فك رقبة و لا اطعم يتيما او مسكينا چنان كه باين مفسر شده پس (لا) كه در ماضى داخل شده در حكم لاء مكرر باشد و نرسد كسى را كه گويد در كلام أفصح تكرر (لا) شرطست گاهى كه بر ماضى در آمده باشد و اينجا تكرر منتفى است، و طبرسى آورده كه در فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ چند قول است اول آنكه معنى آنست كه فلا يقتحم هذا الانسان العقبة و لا جاوزها و اكثر استعمال اينوجه بتكرير لفظ (لا) است كما قال سبحانه فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى اى لم يصدق و لم يصل، و كما قال الحطيئة:
|
و إن كانت النعماء فيهم جزوا بها |
و إن أنعموا لا كدّروها و لا كدوا |
|