تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٤ - سوره المدثر(٧٤) آيات ٤٠ تا ٤٩
باشند بوسيله ايمان و عمل صالح هم چنان كه راهن تخليص رهن خود كند باداء حق مراد آنست كه حق سبحانه بجهت شرافت ايمان و ميمنت اعمال صالحه خطيئات ايشان را مغفور سازد و ايشان را ناجى و رستگار گرداند و نظير اينست آيه كريمه إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و از امير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه مراد باصحاب اليمين در اينجا اطفال مؤمناناند زيرا كه اعمال از ايشان صادر نشده باشد كه بآن مرتهن شوند. و ابن عباس رضى اللَّه عنه فرمود كه مراد ملائكهاند. و ابو حمزه ثمالى از امام محمّد باقر صلوات اللَّه عليه و على آبائه و اولاده و السلام نقل كرده كه
نحن و شيعتنا أصحاب اليمين
ما و شيعيان ما اصحاب دست راست باشند، و اين اصحاب يمين.
(٤٠)-
فِي جَنَّاتٍ در بوستانهاى بهشت باشند مرفه الحال و فارغ البال تنكير جنات بجهت تعظيم است و اشاره بعدم معرفت ما بكنه آن يعنى كه در بهشتهايى كه بجز خداى وصف آن نتواند كرد و حقيقت آن را نتواند دانست، و بدانكه ميتواند بود كه اين جار و مجرور در محل نصب باشد بر آنكه حال باشد از أَصْحابَ الْيَمِينِ و محتملست كه حال باشد از ضمير قوله يَتَساءَلُونَ يعنى اصحاب يمين سؤال كنند يكديگر را در حالتى كه در بهشت باشند.
(٤١)- عَنِ الْمُجْرِمِينَ از احوال مشركان، و نزد بعضى يَتَساءَلُونَ بمعنى يسألون است چون تداعيناه كه بمعنى دعوناه است و مسئول غير ايشان يعنى ميپرسند اصحاب يمين غير خود را كه ملائكه باشند از احوال مشركان، و قوله: (٤٢)- ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ نه از براى بيان تساؤل است زيرا كه اگر چنين ميبود اسلوب كلام بر اين نهج مىبود كه يتساءلون المجرمين ما سلككم، بلكه حكايت است از قول كسانى كه اهل بهشت از ايشان سؤال كنند از حال مشركان چه آنچه مجرمان بمسؤلين گفته باشند ايشان به سائلين القاء كنند، و حذف مسئولين در كلام بنا بر نهج تنزيلست در غرابت اسلوب نظم، پس معنى آنست كه بعد از سؤال سائلين بمسؤلين از احوال مجرمين در جواب گويند كه ما گفتيم بمجرمان كه چه چيز شما را آورد در دوزخ.
(٤٣)- قالُوا گفتند ايشان در جواب كه لَمْ نَكُ نبوديم در دنيا مِنَ الْمُصَلِّينَ از نماز گذارندگان يعنى ترك صلاة مفروضه مىكرديم و بفرضيت آن اعتقاد نداشتيم.
(٤٤)- وَ لَمْ نَكُ و نبوديم كه نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ طعام دهيم درويشان را از زكاة مفروضه.
(٤٥)- وَ كُنَّا نَخُوضُ و بوديم كه شروع ميكرديم در امور باطله كه آن غيبت محمّد بود