تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٣ - سوره المدثر(٧٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
باشد از آنچه جمله دال بر آنست اى كبرت منذرة يعنى سقر بزرگترين دواهى است در حالتى كه ترساننده است لِلْبَشَرِ مر آدميان را، در لباب آورده كه اين متصل باول سوره است اى قم نذيرا للبشر يعنى برخيز بيم كننده مر آدميان را تا بتو پند گرفته از گناه بپرهيزند، و قوله:
(٣٧)- لِمَنْ شاءَ بدل لِلْبَشَرِ است يعني بيم كننده است سقر يا آيات يا ترساننده است محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مر هر كرا خواهد مِنْكُمْ از شما أَنْ يَتَقَدَّمَ آنكه پيش رود در خير و طاعت أَوْ يَتَأَخَّرَ يا باز ايستد از شر و معصيت، يعنى مر جميع مكلفان را كه ايشان را تمكين دادهاند بر فعل طاعات و معاصى و عنان اختيار خير و شر در دست ايشان نهادهاند اگر ميخواهند تقدم مينمايد و بر طاعات و خيرات سبقت مىگيرند و اگر مىخواهند باز ميايستند و مرتكب معاصى ميشوند كقوله تعالى فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ مراد آنست كه همه طوايف را پند دهنده است، و مىتواند بود كه أَنْ يَتَقَدَّمَ مبتداء باشد و لِمَنْ شاءَ خبر آن مقدم بر آن از قبيل لمن توضأ أن يصلى، و بر هر تقدير آيه مبطل قول مجبره است كه قايلند بتكليف مالا يطاق، و گويند كه حق سبحانه تعبير فرموده از ايمان و طاعت بتقدم زيرا كه صاحب آن متقدم است در عقول و درجات و از كفر و معصيت بمتأخر بجهت آنكه خداوند آن متأخر است در عقول و درجات، و محمد بن فضل از ابو الحسن صلوات اللَّه عليه روايت كرده كه آن حضرت فرمود
كل من تقدم إلى ولايتنا تأخر من سقر، و كل من تأخر عن ولايتنا تقدم الى سقر
هر كه پيشى گيرد به دوستى ما از سقر متأخر گردد يعنى از آن ناجى باشد و هر كه متأخر گردد از محبت ما و روى از آن بگرداند سبقت گيرد بر سقر و پيش از همه بآن گرفتار گردد.
(٣٨)- كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ هر نفسى بآنچه كرده است از كردار و گفتار رَهِينَةٌ مرهونست نزد خداى و بآن گرفتار، اين مصدر است بمعنى رهن چون شتيمه كه بمعنى شتم است و اگر صفت مىبود رهين گفته ميشد نه رَهِينَةٌ زيرا كه در فعيل تذكير و تأنيث مساويست و مصدر اينجا بمعنى مفعولست و ماء بِما كَسَبَتْ ماء مصدريه بمعنى مكسوب يعنى هر نفسى بكسب خود نزد خداى در گرو است و محبوس بدان و غير مفكوك از آن مراد آنست كه بعمل خود مؤاخذ است و از آن خلاص نتواند شد و قدرت آن نخواهد داشت كه خود را از رهن باز رهاند بجهت ترك ايمان و طاعات كه سبب نجاتست.
(٣٩)- إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ مگر ياران دست راست كه ايشان بكسب خود مرهون نباشند و بگناه خود مؤاخذ نه، بلكه مفكوك الرقاب باشند و نفس خود را از گرو بيرون آورده