تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٢ - سوره الشرح(٩٤) آيات ١ تا ٨
(٣)- الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ آن بارى كه شكسته و گران ساخته بود پشت ترا و آن تحمل اعباء رسالت بود و اصرار كافران در ايذاء او و تكذيب ايشان نبوت او را و عجز او از ارشاد ايشان كه حق سبحانه تحمل آن را بر او آسان گردانيد و بمعجزات و براهين پشت او را قوى گردانيد و امر او را مسلط گردانيد بر همه ايشان و اكثر ايشان بشرف اسلام مشرف شدند و باقى بر دست او بورطه هلاكت گرفتار گشتند يا آنكه وضع كرديم از تو ثقل تحمل احكام شريعت را و آن را بر تو سهل و آسان گردانيديم، و در كشاف آورده كه وزرى كه انقاض ظهر او كرده بود يعنى حامل ظهر او شده بود بر نقيض كه آن صوت انتقاض و انفكاكست از جهت شدت ثقل آن مثلى است بر آنچه ثقيل بود بر رسول از فرطات او قبل از بعثت يا از عدم علم او باحكام و شرايع قبل از نبوت و يا تهالك او بر اسلام اهل عناد از قوم خود و تلهف و تأسف او بر آن و وضع آن از او عبارتست از غفران خدا او را يا عالم شدن او باحكام و شرايع بر وجه سهولت و يا تمهيد عذر او بعد از تبليغ رسالت انتهى كلامه، پس مراد بانقاض آنست كه اگر امور مذكوره مانند حمل ميبودند بر ظهر البته نقيض ظهر آن شنيده ميشد، و ابى عبيده و عبد العزيز بن يحيى گفتهاند كه مراد تخفيف اعباء نبوتست كه مثقل ظهر پيغمبر بود از قيام نمودن بر امر آن و حق سبحانه تسهيل آن نمود بر وجهى كه گوئيا هيچ بارى بر او نيست، و نزد بعضى وضع بمعنى عصمت است يعنى نگاه داشتيم تو را از برداشتن و زر چه مقصود از وضع عدم ثقل است بر او پس هر گاه او معصوم باشد ابلغ خواهد بود در آنكه ثقل بر او نباشد، و علم الهدى- ره- فرمود كه تسميه ذنوب به أوزار بجهت آنست كه آن مثقل كاسب و حامل خود است پس هر چيزى كه گران سازد انسان را از غم و كدو غير آن جايز است كه آن را وزر گويند فحينئذ ممتنع نيست كه مراد به وزر در آيه غم آن حضرت باشد بر شرك قوم او [١] و اينكه آن حضرت و اصحاب در ميان اهل شرك و كفر مقهور و مستضعف بودند و چون حق سبحانه اعلاى كلمه اسلام نمود و آن حضرت و اتباع او را بر ايشان مسلط ساخت وى را باين خطاب مستطاب سرافراز فرمود بجهت تذكير او بموقع اين نعمت عظمى بر او تا در مقابله آن بشكر گذارى قيام نمايد، و مؤيد اينست آياتى كه بعد از اين مذكور خواهد شد چه حمل يسر بازاله هموم و عسر بشدائد و غموم اشبه است، و اينكلام منافات ندارد به اينكه
[١] بهترين توجيهات براى اين دو آيه شريفه توجيه سيد مرتضى علم الهدى قدس سره است چه بيان آن علامه جليل راجع بمعانى مفردات و جمل و مركبات اين آيات علاوه بر آنكه بر طبق موازين ادبيت و عربيت و مدلول ظواهر الفاظست ربط آيات اين سوره مباركه را با يكديگر نيز در نظر گرفته و طورى تفسير فرموده است كه معنى و مراد هر يك ظاهر و وجه ارتباط آنها بهمديگر نيز فهميده ميشود ولى چون ترجمه مرحوم مؤلف وافى بتمام منظور آن بزرگوار نيست سزاوار است كه ارباب دانش مراجعه كنند بتفسير مجمع البيان و عين عبارت او را در آنجا ملاحظه فرمايند.