تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨١ - سوره القيامة(٧٥) آيات ١٠ تا ١٩
(٩)- وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ و جمع كرده شود آفتاب و ماه يعنى ايشان را با يكديگر جمع كرده در دريا افكنند و دريا از مجاوزت آن آتش گردد كما قال وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ تذكير فعل بجهت تقديم آنست و تغليب معطوف، و گويند مراد جمع شمس و قمر است در ذهاب ضوء تا آنكه تاريكى عالم بر اهل دنيا كامل شود و هيچ نورى و روشنى در وى نماند و هر كه در آنها نگرد مانند دو گاو سياه در نظرش آيد يا در طلوع آنها از مغرب، و كسانى كه اين علامات را حمل ميكنند بر امارات موت تفسير خسوف مىكنند بذهاب ضوء بصر و تفسير جمع باستتباع روح حاسه را در ذهاب.
(١٠)-
يَقُولُ الْإِنْسانُ گويد آدمى يعنى كافر مكذب يَوْمَئِذٍ در آن روز أَيْنَ الْمَفَرُّ كجا است جاى گريختن مانند قول كسى كه آيس شده باشد از و جدان متمنى، پس حق سبحانه ردع طلب مفر مىكند بقوله:
(١١)- كَلَّا لا وَزَرَ نه چنانست كه گريختن فايده دهد كافر را چه هيچ پناه گاهى نباشد ايشان را، اين مستعار است از جبل و اشتقاق آن از وزر است كه بمعنى ثقل است.
(١٢)- إِلى رَبِّكَ بسوى پروردگارتست يعنى بحكم او است نه غير او الْمُسْتَقَرُّ در آن روز يَوْمَئِذٍ قرارگاهى يعنى او سبحانه بمشيت خود مقر هر كس بر حسب استحقاق از بهشت و دوزخ مقرر كرده پس مستحق بهشت را ببهشت در آورد و اهل دوزخ را بدوزخ يا بسوى او است استقرار عباد يعنى ايشان قادر نيستند بر آنكه مستقر شوند بغير او.
(١٣)- يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ خبر داده شود آدمى يَوْمَئِذٍ در آن روز بِما قَدَّمَ بآنچه پيش فرستاده از عملى كه كرده وَ أَخَّرَ و آنچه تاخير كرده از آن يعنى عملى نكرده يا بآنچه خود كرده از عمل خير و شر و بآنچه مردمان را بر آن داشته كه بعد از او بجاى آرند از سنت حسنه يا سيئه و يا باول عمل و آخر آن و يا بتقديم معاصى و تأخير طاعت يا عكس يا بآنچه از پيش فرستاده از مالى كه تصدق بآن نموده و آنچه باز پس داشته از اموال براى ورثه، يكى از اكابر فرموده كه گناه از پيش فرستى بجرأت و مال از پس بگذارى بحسرت گناه بتوبه پيش كن تا نماند و مال را بصدقه پيش فرست تا بماند.
(١٤)- بَلِ الْإِنْسانُ اين اضرابست از انباء يعنى نه آنست كه آدمى محتاج انباء باشد بلكه آدمى عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ بر نفس خود حجت بينه است يعنى شاهد است بر افعال و اقوال خود كقوله تعالى شاهِدِينَ عَلى أَنْفُسِهِمْ و يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ- الايه- يا خداوند بصيرت است يا چشميست بخود بيننده، مراد آنست كه عالمست بكردار خود و بينا بحال خود پس احتياج بانباء