تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٣ - سوره النصر(١١٠) آيات ١ تا ٣
روايتى آمده كه اين سوره در حجة الوداع نازل شد وقتى كه آن حضرت بمنى بود در ايام تشريق و اكثر علماى امت بر آنند كه نزول اين قبل از فتح مكه بود و قصه فتح آن بروايت محمّد بن اسحاق بر اين نهج بود كه چون رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در عام الحديبيه با قريش صلح كرد باين شرط كه هر كه از قريش خواهد كه در عهد رسول آيد قريش را با او كارى نباشد و هر كه از رسول اراده نمايد كه در عهد قريش رود رسول با او مضايقه ننمايد پس بنى خزاعه در عهد رسول در آمدند و بنى بكر در عهد قريش و بعد از آن ميان اين دو قبيله فتنه قديم مجدد گشت بجهت دعوى خونى چند كه بنى بكر بر بنى خزاعه ميكردند و چون قريش ديدند كه بنو بكر در عهد ايشان در آمدند مدد آنها كردند و سلاح پوشيدند و بر بنى خزاعه شبيخون زدند و مردى از ايشان را بكشتند و اين مجادله در بيرون حرم بود و از جمله معاونان بنى بكر عكرمة بن ابى جهل بود و سهيل بن عمرو و صفوان بن اميه و بنى خزاعه پناه آوردند بحرم و نوفل ببنى بكر گفت در حرم رويد و انتقام از ايشان بكشيد و ملاحظه حرمت حرم مكنيد كه در حرم بدتر از اين كارها كرديد چون دزدى و غير آن از انواع تباهى بنى خزاعه التجاء بخانه بديل بن ورقاء خزاعى بردند و بديل سيد قوم بود ببر وى آمد و گفت اى قوم اين بد عهدى است كه با محمّد كردهايد آن را بشكستيد و هتك حرم كرديد و احترام آن را مرعى نداشتيد اگر نه حرمت حرم خدا بودى امروز شما را بتيغ سياست هلاك ميكردم و در ساعت مردى را بمدينه فرستاد نام او عمر و بن سالم خزاعى و چون بمدينه آمد رسول صلّى اللَّه عليه و آله با اصحاب در مسجد نشسته بودند نزد آن حضرت اين ابيات بر خواند:
|
لا همّ إنّي ناشد محمّدا |
حلف أبينا و أبيه الأتلدا |
|