تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٥ - سوره الأعلى(٨٧) آيات ١ تا ٩
كه
سبحان ربى الاعلى
و امير المؤمنين عليه السّلام و ابن عمر و ابن زبير نيز چنين كردندى و جرير از ضحاك نقل كرده كه او نيز چنين عمل نمودى و گفتى (من يقرأها فليفعل ذلك) و حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از جبرئيل پرسيد كه ثواب گوينده اين تسبيح در نماز و غير نماز چه باشد گفت ثواب آن در ترازوى حساب گرانتر از عرش و كرسى و كوههاى دنيا باشد چون بنده گويد (سبحان ربى الاعلى و بحمده) حق سبحانه فرمايد كه بنده من راست ميگويد
أنا الاعلى فوق كن شيء
گواه باشيد اى ملائكه كه من او را آمرزيدم و چون بميرد ميكائيل با وى باشد و روز قيامت وى را بر پر خويش گيرد و او را نزد خداى برده شافع وى باشد، و ابو بصير از ابو عبد اللَّه روايت كرده كه هر كه اين سوره را در فريضه يا نافله بخواند در قيامت ندا باو رسد كه
ادخل من أى باب من أبواب الجنان شئت
داخل شو ببهشت از هر درى كه ميخواهى، و عياشى باسناد خود از ابى حميصه روايت كند كه من در خلف امير المؤمنين عليه السّلام بيست نماز گذاردم آن حضرت غير سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى هيچ سوره ديگر نميخواند و فرمود اگر ميدانستيد ثواب اين سوره را هر روز بيست نوبت ميخوانديد هر كه اين سوره را قرائت كند گوئيا كه قرائت صحف ابراهيم و تورية موسى كرده، و از حضرت باقر عليه السّلام منقولست
اذا قرأت سبح اسم ربك الاعلى فقل سبحان ربى الاعلى و إن كنت فى الصلاة فقل فيما بينك و بين نفسك
و عقبة بن عامر جهنى روايت كرده كه چون آيه فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ نازل شد حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود
اجعلوها فى ركوعكم
و چون سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى فرود آمد فرمود كه
اجعلوها فى سجودكم
و قبل از نزول اين هر دو آيه در ركوع ميگفتند (اللهم لك ركعت) و در سجود (اللهم لك سجدت) و ببايد دانست كه چون حق سبحانه ختم سوره مذكور نمود بذكر وعيد و تهديد كفار افتتاح اين سوره كرد بصفات عليّه و قدرت باهره خود بر هر چه اراده نمايد و فرمود:
(١)-
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى تنزيه كن نام پروردگار خود را كه برتر است آن نام از الحاد نمودن در آن بتأويلات زايغه و اطلاق آن بر غير حق كردن، يعنى منزه دان اسم او را از هر چه صحيح نيست اطلاق آن اسم بر آن چون حمل آن بر جبر و تشبيه و غير آن و اطلاق آن بر غير او سبحانه بلكه اسماى وى را استعمال كن در معانى كه لايق او باشد مثل آنكه تفسير نماى (اعلى) را بعلوّى كه بمعنى قهر است و اقتدار، نه بمعنى علوّ در مكان و استواى او بر عرش بر سبيل حقيقت و ذكر او كن بر وجه خضوع و تعظيم و اعتقاد، نه بر طريق استهزاء و گويند مراد بتنزيه اسم تعظيم مسمى است كما قال