تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٩ - سوره الماعون(١٠٧) آيات ١ تا ٧
منافقان فرود آمده، و از ابن جريج روايت كردهاند كه ابو سفيان بن حرب در هر هفته دو شتر را نحر كردى و چون يتيمى بيامدى عصا بر وى زدى و او را چيزى ندادى حقتعالى اين سوره را در شأن او فرستاد، و بعضى ديگر بر آنند كه ابو جهل تكذيب قيامت كردى و هر گاه يتيمى بديدى او را بوقت طلب طعمه و كسوه از مال خود بزدى و براندى و پيوسته مردمان را از انفاق باز داشتى حق سبحانه اين سوره را انزال فرمود و احتمال دارد كه الَّذِي از براى جنس باشد و شامل جميع مكذبان روز جزاء و صحيح آنست كه از براى عهد باشد بقرينه آيه ما بعد و معنى استفهام تعجب است از حال آن مكذب يعنى آيا شناختى آنكه مكذب روز جزاء است چه كس است و اگر نشناختى او را.
(٢)- فَذلِكَ الَّذِي پس او آن كس است يَدُعُّ الْيَتِيمَ كه دفع ميكند بعنف و ستم يتيم را و ميراند او را بشدت و خشونت و زجر قبيح.
(٣)- وَ لا يَحُضُ و تحريص نميكند و ترغيب نمينمايد اهل خود را و ساير مردمان را عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ بر طعام دادن درويش محتاج يعنى نميدهد و نه مردمان را بدان امر ميكند بجهت عدم اعتقاد او بروز جزاء و لهذا اينجمله مرتب شده است بر يكذب بلفظ (فا) يعنى علاقه تكذيب بجزاء منع معروف است و اقدام بر ايذاى ضعيف پس اگر مصدق روز جزا ميبود و موقن وعيد هر آينه از عقاب او ميترسيد و باين امر قبيح كه دفع يتيم است و عدم تحريص مردمان بر اطعام اقدام نمينمود و چون بر آن جرأت نموده پس معلوم شد كه او مكذب است و هر گاه دفع يتيم و تحريص بر اطعام كه رداعت و قبح آن احطست از عدم مبالات بصلاة كه از اركان اسلام است بسبب تكذيب باشد بروز جزاء.
(٤)- فَوَيْلٌ پس سختى عذاب لِلْمُصَلِّينَ براى نماز گذارندگان ريائيست يعنى ابن ابى و اصحاب او، يا همه منافقان:
(٥)- الَّذِينَ هُمْ آنان كه ايشان عَنْ صَلاتِهِمْ از نماز خود ساهُونَ غافلان و بيخبرانند و آن را وقعى نمينهند و حسابي برنميگيرند بجهت عدم اعتقاد ايشان بثواب آن و عدم خوف عقاب بترك آن و اينكه در ظاهر اقدام بر آن مينمايد بجهت دفع ضرر اهل اسلام است از خود و لهذا در خلوت و خفيه ترك آن ميكنند و چون بمجالس جماعت حاضر مىشوند در نظر مردمان بشروط و آداب ميگذارند كما قال:
(٦)- الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ آنان كه ايشان ريا ميكنند در كردار خود تا مردمان ايشان