تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٠ - سوره المزمل(٧٣) آيات ١٠ تا ٢٠
و انكار وقوع قيامت و غير آن وَ اهْجُرْهُمْ و ببر از ايشان هَجْراً جَمِيلًا بريدنى نيكو يعنى در باطن با ايشان مجانبت نماى و بحسب ظاهر با ايشان مدارا كن و در مقام انتقام مباش و نصيحت از ايشان باز مگير، اين امر است بتلطف باستدعاى ايشان، و از ابو درداء مروى است كه مادر بدايت اسلام بطريق تلطف در روى مشركان مينگريستيم و بر روى ايشان خنده ميكرديم ليكن قلوب ما از خشم و غضب ايشان مملو بود و منتظر آن بوديم كه كى باشد كه بقتال ايشان مأمور شويم و چون آيه قتال نازل شد حكم اين آيه منسوخ شد، و بدانكه آيه دليلست بر وجوب صبر و تحمل مشاق و اذيت مگر كسى را كه داعى مردمان باشد بدين حق و وجوب معاشرت او با مخالفان با حسن اخلاق و مدارا و رفق نمودن با ايشان تا باجابت اقرب باشد، و مشعر است بر وجوب تقيه اهل حق از اهل خلاف، و بعد از امر بصبر و حسن معاشرت تهديد مشركان ميفرمايد بقوله:
(١١)- وَ ذَرْنِي وَ الْمُكَذِّبِينَ و بگذار مرا با مكذبان أُولِي النَّعْمَةِ كه خداوندان تنعماند يعنى كار صناديد قريش با من گذار كه من كافى در جزاء دادن ايشانم تا باجابت اقرب باشد و فارق ساختن دل ترا از انديشه ايشان پس غبار ملال بر دل خود راه مده وَ مَهِّلْهُمْ و مهلت ده ايشان را قَلِيلًا مهلت دادنى اندك يا در زمان اندك يعنى عنقريب مكافات ايشان خواهيم داد و همه را بتيغ ظفر پيكر تو هلاك خواهيم ساخت و بعذاب جحيم و عقاب اليم خواهيم رسانيد، و در بعضي تفاسير آمده كه ميان نزول اين آيه و حرب بدر و هلاكت اكابر عرب نبود مگر اندك زمانى بعد از آن بيان تعليل امر مذكور ميفرمايد بقوله:
(١٢)- إِنَّ لَدَيْنا بدرستى كه نزديك ما است در آخرت براى دشمنان أَنْكالًا بندهاى گران و غلها از آتش نيران كه بدان مقيد شوند و هرگز از ايشان منفك نشود وَ جَحِيماً و آتش بزرگ افروخته كه در آن بسوزند.
(١٣)- وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ و خوردنى با صفت گلو گرفتن كه در حلق ايشان گرفته شود نه فرو رود و نه بيرون آيد بجهت خشونت و شدت كراهت آن و آن ضريعست و زقوم و غسلين و غساق وَ عَذاباً أَلِيماً و عذابى دردناك غير از اين عذابها كه كنه آن را نداند مگر خداى، و چون عذابى چنين از براى ايشان مهيا ساختهايم پس ايشان را بمن گذار و دل خوش دار، و در روايت آمده كه بعد از آنكه مشركان هزار سال فرياد الجوع الجوع كرده باشند اين طعام بدين صفت بديشان دهند و بعد از آنكه هزار سال ديگر فرياد العطش العطش نموده باشند زقوم بايشان خورانند، در طبرسى از حمران بن اعين نقلكرده كه عبد اللَّه عمر گفت
ان النبى سمع قاريا يقرأ هذه الاية فصعق
پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از قارى استماع اين آيه كرده بيهوش شد و بيفتاد، آوردهاند كه امير المؤمنين عليه السّلام وقتى