تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٦ - سوره الفيل(١٠٥) آيات ١ تا ٥
روى بهزيمت گذاشت و لشكر ارباط در عقب او بشتافتند تا بكنار دريا رسيد اسب را در دريا راند و هلاك شد، بعضى از ايشان را كشته و بعضى را آواره كرده و بعضى را همراه گرفته بيمن آورد و كيفيت حال را بملك حبشه اعلام كرد و ملك حبشه اينصورت را بنجاشى آنها نمود نجاشى فرمود كه بالشكر خود همانجا باش و بعد از مدتى ابرهه را با وى خصومت افتاد و ساز حرب كرده روى بيكديگر آوردند ابرهه گفت ما را خصومت افتاده و لشكر بىگناهند بيا تا ما وتر با هم حرب كنيم اگر تو مظفر شوى مملكت ترا باشد و اگر نه مرا پس بر اين قرار دادند و در ميدان محاربه در آمدند ارباط مردى تناور و جسيم بود و ابرهه كوتاه و حكيم غلام خود را ببهانه آنكه سلاح او را دارد همراه گرفته بود تا اگر عاجز شود غلام معاون وى باشد چون بنياد محاربه شد ارباط حربه بزد روى و دهان ابرهه بريده شد و بجهت اين وى را اشرم خواندندى ابرهه بيفتاد و غلام پيش آمد ارباط را زخمى بزد و بكشت لشكر بر ابرهه جمع شدند و او را حاكم خود ساختند اين خبر بنجاشى رسيد خشم گرفته نامهاى به ابرهه نوشت كه كيست كه بتو امر كرد كه با ارباط حرب كنى و وى را بكشى و اللَّه كه لشكرى بفرستم كه تا سرت را و خاك مملكت تو را بشهر خود آورم ابرهه نامه را مطالعه كرد و در حال بفرمود تا سرش را بتراشيدند پس موى سر خود را با پاره خاك در انبانى كرده پيش نجاشى فرستاد و در نامه إنهاء كرد كه آنچه تو بر آن سوگند خوردى من بر آن كار كردم و بجا آوردم من بنده توام و اين مملكت را براى تو محافظت ميكنم رأى رأى تست و حكم حكم تو و السلام، نجاشى شاد شد و آن مملكت را براى او تفويض فرمود او را پادشاه حبشه گردانيد چون در موسم حج ديد كه مردمان از اطراف و جوانب متوجه مكه معظمه شدند ابرهه صورت اين حال را پرسيد گفتند مقصد ايشان زيارت خانه كعبه است عرق نخوتش در حركت آمد و داعيه كرد كه در مقابل آن خانهاى بسازد و همه حجاج را از طواف خانه كعبه منع كرده بطواف آن خانه فرستد پس در صنعا كنيسهاى بساخت از رخام ملون در و ديوار آن را بجواهر و زر مرصع گردانيد و قليس نام نهاد و همه طوايف و قبايل را در ولايت يمن بطواف آن تكليف نمود و بنجاشى نامه نوشت كه من بنام تو كنيسهاى ساختهام كه در جهان مثل آن نيست و مردم از جوانب ميآيند و طواف آن ميكنند و اميد هست كه چنان شود كه مردمان كعبه را بگذارند و بدين جانب آيند نجاشي شادمان گشت و او را انواع رعايت نموده تعظيم و تكريم او كرد و او در صدد آن شد كه وجوه حجاج را بدان صوب معطوف گرداند و اين صورت اگر چه بر قريش شاق بود اما جز شكيبايى چارهاى نداشتند يكى از بنى كنانه بخدمت آن خانه مشغول گشته رتبه مجاورت يافت و شبى آن بيت محدث را بحدث آلوده