تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٨ - سوره الغاشية(٨٨) آيات ٢٠ تا ٢٦
چگونه برافراشته شده است بر زمين بطريق ثبات و رسوخ كه اصلا متحرك و مضطرب نميشود و از جاى خود زايل نميگردد.
(٢٠)-
وَ إِلَى الْأَرْضِ و نمينگرند بزمين كه كَيْفَ سُطِحَتْ چگونه پهن شده است تا جاى آرام مخلوقات باشد خلاصه معنى اينست كه نظر كنيد در انواع مخلوقات از بسايط و مركبات تا متيقن شويد بر كمال قدرت خالق و انكار اقتدار او ننمائيد بر بعث و نشور و لهذا در عقب اين بيان امر معاد نموده و بر آن مترتب ساخته امر بتذكير را و فرموده كه:
(٢١)- فَذَكِّرْ پس پند گوى اى محمّد ايشان را و اگر از روى عناد نظر در دلايل مذكوره نكنند و متذكر نشوند تا راه برند بقدرت ما بر بعث الحاح منماى و در اين باب مشقت بنفس خود راه مده و مغموم و محزون مشو زيرا كه بر تو همين تذكير است كما قال إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ جز اين نيست كه ترا لازم پند دادن است و مثل اينست إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ يعنى آنچه بر تو واجب است تذكير و تبليغ فقط است.
(٢٢)- لَسْتَ عَلَيْهِمْ نيستى تو بر ايشان بِمُصَيْطِرٍ متسلط تا اجبار كنى ايشان را بايمان و نظير اينست ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ گويند كه اين آيه بآية القتال منسوخ شده و اصح آنست كه در اين نسخ نيست زيرا كه جهاد اكراه قلوب نيست تا ناسخ آن باشد [١] و معنى آيه اينست كه تو همين مبعوثى بر تذكير و تبليغ امت و از ترك قبول ايشان اثمى و حرجى بر تو لازم نميآيد.
(٢٣)- إِلَّا مَنْ تَوَلَّى استثناى منقطع است يعنى تو مستولى نيستى بر ايشان ليكن هر كه روى بگرداند بعد از تذكير وَ كَفَرَ و نگرود و حق را بپوشد.
(٢٤)- فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ پس عذاب كند او را خداى الْعَذابَ الْأَكْبَرَ عذابى بزرگتر يعنى عذاب آخرت كه اعظم از عذاب دنيا است كه آن قحط و قتل و اسر ايشان است، و گويند
[١] يعنى وظيفه تو تنها تذكير مردم و متوجه ساختن ايشانست بآيات قدرت و دلائل حكمت پروردگار و پند دادن و ابلاغ احكام الهيست باينان و تو بر ايشان سيطره و تسلط بطورى كه اجبار كنى اينان را بر ايمان ندارى زيرا كه حكمت الهى و مشيت ازلى اقتضا كرده كه بندگان در ايمان و كفر مختار باشند نه مجبور حقتعالى بقدرت كامله خود ميتواند همه مردم را جبرا هدايت نموده و بر طريقه صلاح و بندگى وادار نمايد ولى چنين كارى نكرده بلكه بمقتضاى لطف و رحمت خود راه صلاح و سعادت و فساد و شقاوت را باينان نمايانده و باختيار خودشان واگذاشته است كه إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً و تحقيق اين مطلب را علماء خاصه رضوان اللَّه عليهم در رسائل اعتقاديه اصوليه در مسئله لا جبر و لا تفويض بل أمر بين الامرين فرمودهاند فراجع.