تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٧ - سوره الغاشية(٨٨) آيات ١٠ تا ١٩
متعجب شدند و تكذيب آن نمودند و وقوع آن را بعيد دانستند حق سبحانه وصف بهشت فرمود كه آيا نظر نميكنيد در احوال شتر كه معيشت شما از آنست و تفكر نمينمائيد از آنچه از پستان او بيرون ميآيد ميان فرث و دم از لبن خالص سايغ پس هم چنان كه بر اين قادر است قادر خواهد بود بر آفريدن آنچه در بهشت است و گفتهاند كه خلق شتر دالست بر كمال قدرت و حسن تدبير چه عظيم الجثه است و بار گران بر ميتابد و منقاد است در بار كردن و سوار شدن همه كس بر آن و ميخسبد براى حمل و بر مىخيزد بحمل و مطيع است بكشيدن مهار او بهر جا كه خواهند تا آنكه اطفال او را بهر جا كه خواهند و اراده ميكنند ميكشند و ميبرند و اگر مهارش بر شاخ درختى پيچد فراتر نرود و بايستد و در بعضى تفاسير آمده كه موشى مهار شترى گرفته ميبرد و چون بسوراخ رفت شتر بر در سوراخ بايستاد و موش در آنجا مهار او را كشيد چون بيشتر كشيد سر فرود آورد و بر در سوراخ نهاد مردمان واقف شدند و گفتند سبحان اللَّه جانورى بدين عظمت مسخر جانورى بدين ضعيفى شده و طويل العنق مخلوق گشته تا قادر تواند بود بر چريدن و با اوقار ناهض تواند شد مروى است كه تعريف شتر را پيش يكى از حكما ميكردند كه آن را نديده بود گفت گوئيا كه آن طويل العنق است كه باوقار و اثقال عظيمه نهوض مىنمايد و او را كشتى بيابان گفتهاند چه هم چنان كه سفينه قطع دريا مىكند او قطع برارى و مفاوز مىنمايد و صبر او بر عطش بوجهى است كه تا ده روز بيشتر تاب تشنگى دارد و نباتات برارى را كه هيچ بهايم نمىتواند خورد مىخورد و بار مىكشد و طى مسافت بعيده مىنمايد و آنچه مطلوب است از حيوان مثل نسل و حمل و شير و ركوب همه از او حاصل مىشود و بجهت اين صفاتست كه بذكر مخصوص شده نزد تبيان آيات مثبته در حيوانات كه اشرف مركبانند و اكبر آن از روى خلقت و لهذا نزد عرب اعجب و اعز همه چيزها است و فيل اگر چه اعظم از ابل است در جثه ليكن چون صفات مذكوره از او مسلوبست و مع ذلك بعيد العهد است بعرب از اين جهت او را بجاى شتر ذكر نفرموده، سعيد بن جبير فرموده كه بشريح قاضى رسيدم گفتم بكجا ميروى گفت بكناسه گفتم بچه كار گفت لا نظر الى الإبل كيف خلقت تا شتر را ببينم كه چگونه آفريده شده و گويند مراد بابل سحابست بر سبيل استعاره، در تبيان آورده كه مخاطب عربند و اكثر ايشان اهل برند كه مال ايشان همين شتر است و بهر طرف كه مينگرند جز آسمان و زمين و كوه نمىبينند لا جرم بعد از ذكر شتر ميفرمايد كه:
(١٨)- وَ إِلَى السَّماءِ و آيا نمينگرند بآسمان كه بحكمت كامله كَيْفَ رُفِعَتْ چگونه بلند برداشته شده است بىعمد و ستون.
(١٩)- وَ إِلَى الْجِبالِ و نظر نمىكنند بكوهها كه بقدرت عاليه كَيْفَ نُصِبَتْ