تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢ - سوره المعارج(٧٠) آيات ٣٠ تا ٣٩
نگاهدارندگانند از مناكح بر هر وجهى و سببى كه باشد:
(٣٠)-
إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ مگر بر زنان خود أَوْ ما مَلَكَتْ يا بآنكه مالك شده باشند أَيْمانُهُمْ دستهاى ايشان يعني كنيزان كه بملك يمين در تحت تصرف خود در آورده باشند فَإِنَّهُمْ پس بدرستى كه ايشان غَيْرُ مَلُومِينَ ملامت كرده نيستند بر ترك حفظ فروج نسبت بزنان و كنيزان خود.
(٣١)- فَمَنِ ابْتَغى پس هر كه طلب كند منكحى را وَراءَ ذلِكَ غير از آنچه گفته شد از اباحت مناكح براى فروج فَأُولئِكَ پس آن گروه هُمُ العادُونَ ايشانند در گذرندگان از حدود خدا و بيرون رفتگان از اباحه آنچه حق سبحانه مقرر فرمود و وطى بهايم نيز در اين اعتداد داخلست.
(٣٢)- وَ الَّذِينَ هُمْ و آنان كه ايشان لِأَماناتِهِمْ مر امانتهاى خود را وَ عَهْدِهِمْ و پيمانهاى خويش را راعُونَ رعايت كنندگانند خواه امانت حق باشد كه آن ايمانست و اداء مفروضه و خواه امانت خلق كه آن ودايعست و غير آن و عهود نيز خواه با خالق باشد و خواه با مخلوق چه امانت گذاردن و بعهد وفا كردن و انكار و اخفاى آن ننمودن از جمله واجبات متحتمه است.
(٣٣)- وَ الَّذِينَ هُمْ و آنان كه ايشان بِشَهاداتِهِمْ بگواهى خود قائِمُونَ قيام نمايندگانند و اداء كنندگان آن در آنچه علم بآن داشته باشند از حقوق خدا و بندگان و حفص بِشَهاداتِهِمْ خوانده بصيغه جمع جهت اختلاف انواع آن، از سهل روايت كردهاند كه مراد باقامت شهادت اقرار است بكلمتين شهادتين و اگر چه شهادت از جمله اماناتست اما تخصيص بذكر آن فرمودن بجهت ابانت فضل آنست زيرا كه در اقامت آن احياى حقوقست و تصحيح آن و در اخفاى آن تضييع و ابطال آن.
(٣٤)- وَ الَّذِينَ هُمْ و آنان كه ايشان عَلى صَلاتِهِمْ بر نماز خود يُحافِظُونَ محافظت مىكنند يعنى بآداب و شرايط و اركان آن قيام مينمايند، ذكر صلوة در مفتتح و مختتم اين آيات دليل فضل و شرف اين عبادتست بر ساير عبادات بدنيه و ماليه و تكرير صلوة و عدم اكتفاء بحروف عاطفه جهت مبالغه است در مدح، و محمّد بن فضل از ابو الحسن صلوات اللَّه عليه روايت كند كه حافظان نماز شيعيان مايند كه در هر شبانه روزى به پنجاه و يك ركعت نماز قيام مينمايند و حفظ آن كنند، و زراره از ابو جعفر عليه السّلام روايت كرده كه مراد فرايض يوميه است كه هر كه آن را در وقت خود بگذارد و حال آنكه عارف باشد بحق آن و غير آن را بر آن اختيار نكند براتى حقتعالى براى