تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣ - سوره المعارج(٧٠) آيات ٣٠ تا ٣٩
وى بنويسد باين مضمون كه هرگز او را عذاب نكند و هر كه آن را در غير وقت بگذارد و غير آن را بر آن اختيار نمايد اگر خواهد او را بيامرزد و اگر خواهد عذاب كند.
(٣٥)- أُولئِكَ آن گروه كه باين صفات موصوفاند فِي جَنَّاتٍ در بوستهاى مملو از اشجار كه آن روضات جنانست مُكْرَمُونَ گرامى شدگانند مكرم و معزز نزد حضرت عزت آوردهاند كه بعد از نزول اين آيات مشركان گرداگرد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم حلقه زدند و استهزاءكنان گفتند اگر اصحاب محمد طمع دارند بوستانهاى عقبى را ما نيز طمع داريم كه پيش از ايشان بيابيم زيرا كه در دنيا افضل از ايشانيم از حيثيت اموال و خدم و حشم آيه آمد كه:
(٣٦)- فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا پس چيست و چه بوده است مر آنان را كه نگرويدهاند و از اين صفتها كه مذكور شده بىبهرهاند قِبَلَكَ در حالتى كه بسوى تو مُهْطِعِينَ شتابندگانند و گردن دراز كنندگان بسوى تو و نگرندگان بتو بنظر دشمنى.
(٣٧)- عَنِ الْيَمِينِ از جانب راست وَ عَنِ الشِّمالِ و از جانب چپ عِزِينَ جماعات متفرقه متفرقه و گروه و گروه حلقهزدگان اين جمع عزه است كه اصل آن عزوه است مشتق از عزو بمعنى نسبت گوئيا هر فرقهاى معتزيست بغير آنچه فرقه ديگر بآن اعتزاء كردهاند، و بدانكه (ما) مرفوع المحل است بابتدائيت و جمله موصوله خبر آن و عايد آن محذوف كه آن (فيه) است و قِبَلَكَ در موضع حالست از ضمير كَفَرُوا يا از مجرور بر تقدير فما لهم ثابتين قبلك، و مُهْطِعِينَ حال است از ضمير قِبَلَكَ و مىتواند بود كه قِبَلَكَ ظرف مجرور باشد يا ظرف مُهْطِعِينَ و مىتواند بود كه مُهْطِعِينَ حال بعد از حال باشد و عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ متعلق باو، و عِزِينَ حال بعد از حال، يا آنكه متعلق به عِزِينَ و در روايت آمده كه مستهزيان پنج رهط بودند كه گرداگرد حضرت حلقه زده استهزاء و سخريت ميكردند بقرآن پس حق سبحانه انكار قول ايشان كرده فرمود كه:
(٣٨)- أَ يَطْمَعُ آيا طمع دارد كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ هر مردى از ايشان أَنْ يُدْخَلَ آنكه در آورده شود با مؤمنان جَنَّةَ نَعِيمٍ در بوستان با نعمت يعنى مشركان را داعيه آنست كه بدون ايمان و طاعت در روضات جنان داخل شوند.
(٣٩)- كَلَّا نه اين چنين است و هرگز كافر را در بهشت راهى نباشد، پس تعليل عدم دخول كفار بجنت مينمايد بقوله إِنَّا خَلَقْناهُمْ بدرستى كه ما آفريديم ايشان را مِمَّا يَعْلَمُونَ از آنچه مىدانند يعنى از نطفه پليد كه آن را بهيچ نوع با عالم قدس مناسبتى نيست پس اگر بوسيله