تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٣ - سوره القيامة(٧٥) آيات ١٠ تا ١٩
خواند پيش از آنكه آن را تمام كند آن حضرت آن را خواندى از خوف آنكه مبادا فراموش كند و بسبب حرص او بر اخذ آن و حث او بر ضبط و حفظ معانى آن بآن مسارعت كردى آيه آمد كه:
(١٦)- لا تُحَرِّكْ بِهِ مجنبان اى محمّد بقرآن لِسانَكَ زبان خود را قبل از اتمام وحى لِتَعْجَلَ بِهِ تا تعجيل كنى باخذ آن يا حفظ آن بجهت مخافت آنكه از خاطر تو برود كما قال (و لا تعجل بالقرآن من قبل أن يقضى اليك وحيه) و ميتواند بود كه اين فعل از آن حضرت صادر نشده باشد و نهى از جهت آن باشد تا نكند از قبيل كريمه وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ و اين بديهى است كه اين پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هرگز اطاعت كافران نكرده، بعد از آن حق سبحانه تعليل اين نهى ميفرمايد كه:
(١٧)- إِنَّ عَلَيْنا بدرستى كه بر ما است جَمْعَهُ فراهم آوردن آن در سينه تو، تا ياد گيرى وَ قُرْآنَهُ و اثبات قرائت آن بر زبان تو يا قرائت ما بر تو تا حفظ آن كنى پس خوف فوت آن بر خاطر عاطر خود راه مد.
(١٨)- فَإِذا قَرَأْناهُ پس چون بخوانيم آن را بر تو بزبان جبرئيل فَاتَّبِعْ پس پيروى كن قُرْآنَهُ خواندن آن را يعني در عقب قرائت جبرئيل قرائت نماى نه در اثناى آن و مطمئن ساز نفس خود را از خوف عدم حفظ آن زيرا كه ما ضامن تحفظ آنيم.
(١٩)- ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا پس بدرستى كه بر ما است بَيانَهُ روشن كردن آنچه مشكل باشد بر تو از معانى آن؛ اين اعراض است براى توبيخ بر مطلق عجله زيرا كه عجله هر گاه مذموم باشد در آنچه اهم امور است و اصل دين پس در غير آن بطريق اولى باشد، و آيه اخيره دالست بر نفى تعميه و الغاز در قرآن [١]. و دلالت ندارد بر جواز تأخير بيان از وقت حاجت بلكه دالست بر جواز تأخير بيان از وقت خطاب، مرويست كه بعد از نزول اين آيات چون جبرئيل آيتى بر رسول خواندى آن حضرت سر در پيش انداختى و چون قرائت تمام كردى و برفتى قرائت آن فرمودى؛ و بعضى گفتهاند كه معنى فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ آنست كه عمل نماى بآنچه در او است از احكام حلال و حرام، و بدانكه توسيط آيه لا تُحَرِّكْ بِهِ- الى قوله- إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ ميان آيه سابق و لا حق بجهت تذكر آن چيزيست كه در اثناى نزول سابق و لا حق از آن حضرت صادر شده
[١] بيان مصدر (بان يبين فهو بين) و بمعنى وضوح و انكشاف است و علماء لغت تصريح كردهاند كه صيغ ثلاثى آن جميعا بمعنى لازم استعمال ميشود نه متعدى پس معنى آيه ظاهرا چنين است- پس بدرستى كه بر ماست روشن بودن قرآن يعنى اجمال و ابهام و يا تعميه و الغاز در آن بكار نبردهايم نه آنكه بعض آيات مبهم و معمى باشد و بعضى ديگر آن را مبين نمايد و بنا بر اين آيه شريفه دلالت بر جواز تأخير بيان از وقت خطاب نيز ندارد فتأمل.